اسلامى . ح : كار با مزد و اجرت براى ديگران با شرايط عدالت و قيمت گذارى كار . و : تقطيع برخى از اراضى بى مالك توسط حاكم براى افراد خاصى . حاكم از راه تشويق خدمات يا مصالح ديگر ، زمينى را مىتواند به عنوان قطيعه به شخصى بدهد تا آباد كند و ملك او بشود . ز : نياز و احتياج كه موجب مالكيّت زكات و غيره مىشود .
10 - نفى عوامل مضرّ مالكيّت چون : غشّ در معامله ، احتكار ، ربا ، مدّاحى ستمگران و اجانب ، جاسوسى براى دشمن و فروش اسلحه به دشمن ، رمّالى و شعبده بازى و جادوگرى ، ارتزاق از راه سخن چينى و بدگويى ، تصدّى نا به جاى شغل قضاوت و حكومت و فتوا ، انحصارگرى در منابع توليد و كالا و قيمت كار و كالا ، توليد و يا وارد كردن اجناس غير مفيد و مضرّ همچون مشروبات الكلى و مواد مخدّر و اجناس لوكس و تجمّلى ( در شرايط نياز جامعه به ضروريّات ) ، غصب اموال ديگران و سرقت ، ارتزاق از راه فحشا و واسطهگرى در آن ، و اجارهء محلّ براى آن يا توليد مشروبات يا مجسّمهسازى ( مطلقا يا آنها كه ممكن است بت بشوند « 1 » ) . . .
بسط و تفصيل بحث در متن كتاب و بيشتر عرضه و ارائه شده است .
قم - حوزهء علميّه - محمد على گرامى
27 جمادى الاول 1399 ه ق
مصادف با 5 / 2 / 1358 ه ش
هامش
( 1 ) - در توضيح اين قسمت ( مجسمه ) به استفتائات مؤلف محترم ، ج 2 ، رجوع فرماييد .