ده ظرف بگذارند كه بر هر يك ده نفر بنشينند ، ده نفر كه خوردند ، ده نفر ديگر جايشان بنشينند و براى هر نفر يك مد ( تقريبا 4 / 1 من ) خرما بياورند ، و همين طور فرمان مىدادم كه به پير مردان و بچّهها و بيمارها و زنها و همهء آنها كه همسايهء آنجا هستند و نمىتوانند آنجا بيايند به هر نفر يك مد بدهند ، و وقتى موعد چيدن مىرسد حقوق سرپرستان و وكلا و عمال را به تمام و كمال مىدهم و باقى را به مدينه مىآورم و در ميان مستحقّين و خانوادههاى محترم و آبرومند دو جوال ( ظرف بزرگ ) و سه جوال ، كمتر و بيشتر به قدر استحقاقشان تقسيم مىكنم ، و پس از همه اينها چهار صد دينار براى من مىماند ولى اصل محصول چهار هزار دينار مىباشد . . . « 1 »
دليلى كه در مورد حق الماره ( حقّ عابرين ) در شرع اسلام وارد شده ، و همين طور متون اوّليهء فقه در كلمات فقهاء قديم ، مطلق بوده و مخصوص جايى نيست كه بدانيم صاحبان باغ راضى هستند . هر چند برخى فقها اين طور گفتهاند ، ليكن دليل روشنى ندارند ، فقط بايد ميوه را از بين نبرند ، و به اندازهاى نخورند كه باغ نقص فاحش و روشنى پيدا كند ، و با خود نبرند ، بلكه همانجا بخورند . گر چه امام در باغ خودش دستور مىداد كه براى آنها كه نمىتوانند بيايند ، نيز ببرند .
غذا خوردن از منازل . . .
در آيهء 61 سورهء نور قرآن كريم اين طور آمده است . . . « و لا على انفسكم ان تأكلوا من بيوتكم او بيوت آبائكم او بيوت امّهاتكم او بيوت اخوانكم
هامش
( 1 ) - 18 / 2 زكات غلّات .