الهى به تو مُفوَّض « 1 » و مَرجوع « 2 » است و غير از تو ، هر كه باشد ، از آن ممنوع است « 3 » ؛ انتهى . ( فِى الحقيقة « 4 » ، مقصود محمّد حنفيّه ، اظهار حقيقت و مقام و منزلت آن حضرت بود كه ازالهء شُكوك « 5 » و اوهام « 6 » مستضعفان ايّام نمايد ، چون مرتبهء محمّد حنفيّه از آن عالىتر است كه اين توهّم در بارهء او رود .
الفصلُ الخامِس عَشَر در بيان طواف
بدان كه : شرط است در طواف ، طهارت از حدثِ « 7 » اكبر « 8 » و اصغر « 9 » ، و طهارت بدن و لباس از جميع اقسام نجاسات ، و شرط است مَختون « 10 » بودن ، و فرمودهاند كه : اگر مختون نباشد و مستطيع شود ، واجب است كه ختنه نمايد ( هرچند باعث تأخير حجّ آن سال شود ) ، و شرط است ستر عورتين در حال طواف ، و نيتّ ، و اينكه : ابتدا به حجرالاسود و اختتام هم در آن نمايد ، و اينكه : حِجر اسماعيل را داخل طواف نمايد و طواف را در ما بين كعبه و مقام ابراهيم نمايد ( يعنى دورىِ طواف كننده از كعبه [ در حال طواف ] در همهء جوانب ، زياده بر دورى مقام از كعبه نباشد ) ، پس بايد كه ملاحظهء تفاوت مقام را تا كعبه نموده ، در همهء اطراف از آن مقدار نگذارد [ كه فاصلهء او بيشتر شود ] ، و در تمامى اشواط « 11 » بايد خارج از بيت باشد تا جميع اجزاى بدن و هيچ جزيى از اجزاى بدن خود را داخل بيت نكند ( و شاذروان « 12 » داخل بيت است ) ، و بايد در حين طواف ،
هامش
( 1 ) - مُفَوَّض : سپرده شده ، تفويض شده . لغت نامه .
( 2 ) - مَرجوع : ارجاع شده . لغت نامه .
( 3 ) - با اندكى تغيير در : بحار 46 / 111 ب 7 ح 2 ؛ المناقب 4 / 147 فصلفىمعجزاته .
( 4 ) - فِىالحَقيقَة : براستى . لغت نامه .
( 5 ) - شُكوك : جمع شَكّ . لغت نامه .
( 6 ) - اوهام : جمع وَهم . لغت نامه .
( 7 ) - حَدَث : هرچه طهارت تباه كند . لغت نامه .
( 8 ) - حَدَثِ اكبَر : آنچه بدان تجديد غسل و تجديد وضو لازم آيد . لغت نامه .
( 9 ) - حدَثِ اصغَر : آنچه بدان تجديد وضو لازم آيد . لغت نامه .
( 10 ) - مَختون : ختنه كرده شده . لغت نامه .
( 11 ) - اشواط : جمع شوط ، گردش كردنها . لغت نامه .
( 12 ) - شاذَروان : قسمتى از ديوار بيتالحرام . لغت نامه .