تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نفيسى ( فارسى ) — صفحة 3003

مساهمون:

ص٣٠٠٣

جلد پنجم

م

م

(
mim
) پ . حرف بيست و هشتم از الفباى فارسى ، و حرف بيست و چهارم از الفباى ابتثى ، و حرف سيزدهم از الفباى ابجدى و در حساب جمل چهل بشمار آيد و آن را ميم گويند ، و اين حرف به « ب » و « ت » و « ل » ر « ن » و « و » بدل مىگردد .

م

(
mim
) پ . ميمى كه در آخر كلمه واقع مىشود چون ما قبل آن مفتوح بود يا عبارت از ضمير « ام » مىباشد مانند : گفتم و كردم و پدرم و كتابم ، و يا بجاى كلمهء « من را » واقع مىگردد مانند : « ديدنش بردم از هوش ، يعنى ديدن آن برد من را از هوش . و مانند : « زرم داد » يعنى زر من را داد . و مانند : « نيستم پرواى كس » يعنى نيست من را پرواى كس . و ميم آخر كلمه كه ما قبل آن مضموم باشد عبارت است از ميم كلمهء يكم و دويم و سيوم و جز آن . و ميم مفتوحى كه در اول كلمات فعلى مىباشد عبارت است از ميم نفى بمعنى نه . مانند : مخور و مكن و مرو و جز آن .

ما

(
m
) پ . كلمهء اشاره كه بدان اشاره مىكنند به اول شخص جمع از هر دو نوع . ج : ماها .

ما

(
m
) ع . يعنى چه و چيست . و هر چه و آنچه و چيزى و آنكه . و چندانكه . و نه و نيست . كلمه‌ايست كه دلالت بر معانى مختلفه مىنمايد بعضى اسم و بعضى حرف . اما « ماى اسمى » بر سه قسم است : اول ماى معرفه خواه ناقصه باشد كه آن را ماى موصوله و ماى خبريه نيز گويند و بمعنى آنچه مىباشد . قوله تعالى :
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
. و خواه تامه و آن بر دو نوع است : يكى عامه كه بمعنى شىء مىباشد و اسمى بر آن مقدم نيست . قوله تعالى :
إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ
اى فنعم الشيىء هى ، و ديگرى خاصه كه اسم بر آن مقدم شده و بمعنى آن اسم مىباشد ، مانند : غسلته غسلا نعما و دققته دقا نعما اى نعم الغسل و نعم الدق . دويم ماى نكره كه مجرد از معنى حرف باشد و آن نيز يا ناقصه است و آن را ماى موصوفه نامند كه بمعنى شئ مىباشد مانند : مررت بما معجب لك ال بشئ معجب لك و يا تامه و در اين صورت در سه موقع استعمال مىشود : يكى در موقع تعجب بمعنى چه ، مانند : ما احسن زيدا يعنى چه نيكوست زيد و ديگرى در موقع نعم و بئس ، مانند : غسلته غسلا نعما اى نعم شيئا . و سيومى در موقعى كه ارادهء مبالغه كنند در اخبار از كسى كه كارى را بسيار مىكند مثل كتابت ، مانند : ان زيدا فما ان يكتب يعنى زيد آن كسى است كه بايد كتابت كند . سيوم ماى نكره كه متضمن معنى حرف بود و آن بر دو نوع است : يكى ماى استفهاميه بمعنى چيست ، مانند : ما هى يعنى چيست آن . و ما لونها يعنى چيست رنگ . و ديگرى ماى شرطيه كه بر دو نوع است : ماى شرطيهء غير زمانيه بمعنى هر چه ، مانند :
ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ
. و نيز مانند :
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ
. و ماى شرطيهء زمانيه نيز بمعنى هرچه ، مانند :
فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ
. و در اين صورت هرگاه مجرور واقع شود غالبا
فرهنگ نفيسى ( فارسى ) — صفحة 3003 | على اكبر نفيسى ( ناظم الأطبا )