تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نفيسى ( فارسى ) — صفحة 2921

مساهمون:

ص٢٩٢١
انتظاركش و منتظر و در حالت انتظار .

گوش برآواز

(
guc - bar - v z
)

و گوش به راه

(
guc - be - r h
) و گوش بردر (
guc - bar - dar
) و گوش بر زنگ (
guc - bar - zang
) و گوش بر صدا (
guc - bar - sad
) ص . پ . نگران و بىصبر و ناشكيبا در انتظار . و مشوش و پريشان .

گوش بريدگى

(
guc - boridagi
) ا . پ . قطع گوش .

گوش‌بريده

(
guc - boride
) ص . پ . آنكه گوشش را بريده و قطع كرده باشند .

گوش‌بستر

(
guc - bestar
) ا . پ . نژادى از انسان كه داراى گوشهاى بزرگ بودند به نحوى كه يكى را بستر و ديگرى را الحاف مىكردند و آنها را گليم گوشان نيز گويند .

گوش‌بند

(
guc - band
) ا . پ . رفاده و عصابه‌اى كه بر گوش بندند .

گوش پيچ

(
guc - pic
) ا . پ . سياست و گوشمال . و پارچه‌اى كه جهة دفع سرما بر دور سر و گوش پيچند . و يك نوع زينتى كه در عمامه گذارند .

گوش پيچيده

(
guc - picide
) ص . پ . گوشمال داده و سياست شده .

گوش پيچيده

(
guc - picide
) ا . پ . شاگرد و تلميذ و شاگرد مكتبى .

گوشت

(
guct
) ا . پ . لحم و آن مادهء نرمى كه مىپوشاند استخوانها را و پوشيده مىشود از جلد . و مادهء نرم ميوجات . و گوشت گرفتن : فربه شدن . و گوشت مرده : گوشت غانغرايا شده .

گوشت

(
gavact
) ا . پ . نام يكى از شش آواز موسيقى است يعنى نوروز و مايه و سلمك و گوشت و شهناز و گردانيه .

گوشت

(
gavect
) ا . پ . نشخوار . و نشخواركننده .

گوشتاب

(
guct - b
) ا . پ . يك قسم نانخورشى كه از گوشت سازند و آبگوشت نيز نامند . و عصير گوشت را نيز گويند .

گوشتاب

(
guc - t b
) ا . پ . گوشمال و تاب دادن گوش براى سياست و تاديب و عقوبت . و پارچه‌اى كه بر دور كله و گوش پيچند .

گوشتابه

(
guct - be
) ا . پ . نانخورشى كه از گوشت سازند و آبگوشت و گوشتاب نيز گويند .

گوشتابى

(
guc - t bi
) ا . پ . گوشمالى و سياست .

گوشتاسب

(
guct sb
) ا . پ . احتلام . و كابوس . و منقار مرغان .

گوشت آگنده

(
guct - gande
) ا . پ . يك قسم طعامى كه سنبوسه نيز گويند . و نيز طعامى كه از رودهء آگندهء از گوشت و مصالح پزند .

گوش تا گوش

(
guc - t - guc
) م ف . پ . از اين سر تا آن سر و سراسر و تماما و بالتمام .

گوشت‌آوه

(
guct - ve
) ا . پ . آبگوشت و گوشتابه .

گوشت‌آويز

(
guct - viz
) ا . پ . بازار گوشت فروشان .

گوشت آهنج

(
guct - hanj
) و گوشت آهنگ (
guct - hang
) ا . پ . قلابى كه بدان از درون ديگ گوشت برآرند . و پرنده‌اى كه غليواج نيز گويند .

گوشت‌بر

(
guct - bar
) ص . پ . پوشيده شدهء از گوشت مرده . و فربه و تناور و سمين .

گوشت‌پاره

(
guct - p re
) ا . پ . مغز و هسته . و پاره‌اى از گوشت .

گوشت خوار

(
guct - x r
) و گوشت خواره (
guct - x re
) و گوشت‌خوره (
guct - xore
) ص . پ . هر حيوانى كه گوشت و يا حيوان ديگرى را مىخورد .

گوشت‌دار

(
guct - d r
) ص . پ . سمين و فربه و تناور .

گوشت‌دان

(
guct - d n
) ا . پ . دورى و يا طبقى كه در آن گوشت مىگذارند .

گوشت ربا

(
guct - rob
) و گوشت رباى (
guct - rob y
) ا . پ . غليواج و زاغ . و قلابى كه بدان گوشت از ديگ برآرند .

گوشت رفته

(
guct - rafte
) ص . پ . لاغر و نحيف و كم گوشت .

گوشت فروش

(
guct - faruc
) ا . پ . قصاب .

گوشت‌كوب

(
guet - kub
) ا . پ . ساطور قصابان . و آلتى چوبين كه بدان گوشت بخته شدهء با نخود را مىكوبند .

گوشتمند

(
guct - mand
) ص . پ . سمين و گوشت دار . و ساخته شدهء گوشت .

گوشتناك

(
guct - n k
) ص . پ . گوشت دار و سمين . و ميوهء پرگوشت آبدار .

گوشتناكى

(
guct - n ki
) ا . پ . سمن و فربهى و پرگوشتى .

گوشتين

(
guctin
) ص . پ . سمين و فربه . و غذاهائى كه از گوشت سازند .

گوشچى

(
guc - ci
) ا . پ . شنونده و مستمع . و جاسوس . و پاسبان و نگهبان . و خبرگير و خبر دهنده .

گوش خارك

(
guc - x rak
) ا . پ . هر چيز كه بدان گوش خارانند . و هزارپا .

گوش‌خبه

(
guc - xabe
) ا . پ . هر آلتى كه بدان گوش خارند و گوش پاك كنند . و هزار پا .

گوش‌خرك

(
guc - xarak
) ا . پ .
فرهنگ نفيسى ( فارسى ) — صفحة 2921 | على اكبر نفيسى ( ناظم الأطبا )