انتظاركش و منتظر و در حالت انتظار .
گوش برآواز
(
guc - bar - v z
)
و گوش به راه
(
guc - be - r h
) و گوش بردر (
guc - bar - dar
) و گوش بر زنگ (
guc - bar - zang
) و گوش بر صدا
(
guc - bar - sad
) ص . پ . نگران و بىصبر و ناشكيبا در انتظار . و مشوش و پريشان .
گوش بريدگى
(
guc - boridagi
) ا .
پ . قطع گوش .
گوشبريده
(
guc - boride
) ص . پ .
آنكه گوشش را بريده و قطع كرده باشند .
گوشبستر
(
guc - bestar
) ا . پ . نژادى از انسان كه داراى گوشهاى بزرگ بودند به نحوى كه يكى را بستر و ديگرى را الحاف مىكردند و آنها را گليم گوشان نيز گويند .
گوشبند
(
guc - band
) ا . پ . رفاده و عصابهاى كه بر گوش بندند .
گوش پيچ
(
guc - pic
) ا . پ . سياست و گوشمال . و پارچهاى كه جهة دفع سرما بر دور سر و گوش پيچند . و يك نوع زينتى كه در عمامه گذارند .
گوش پيچيده
(
guc - picide
) ص . پ .
گوشمال داده و سياست شده .
گوش پيچيده
(
guc - picide
) ا . پ .
شاگرد و تلميذ و شاگرد مكتبى .
گوشت
(
guct
) ا . پ . لحم و آن مادهء نرمى كه مىپوشاند استخوانها را و پوشيده مىشود از جلد . و مادهء نرم ميوجات . و گوشت گرفتن :
فربه شدن . و گوشت مرده : گوشت غانغرايا شده .
گوشت
(
gavact
) ا . پ . نام يكى از شش آواز موسيقى است يعنى نوروز و مايه و سلمك و گوشت و شهناز و گردانيه .
گوشت
(
gavect
) ا . پ . نشخوار . و نشخواركننده .
گوشتاب
(
guct - b
) ا . پ . يك قسم نانخورشى كه از گوشت سازند و آبگوشت نيز نامند . و عصير گوشت را نيز گويند .
گوشتاب
(
guc - t b
) ا . پ . گوشمال و تاب دادن گوش براى سياست و تاديب و عقوبت . و پارچهاى كه بر دور كله و گوش پيچند .
گوشتابه
(
guct - be
) ا . پ . نانخورشى كه از گوشت سازند و آبگوشت و گوشتاب نيز گويند .
گوشتابى
(
guc - t bi
) ا . پ . گوشمالى و سياست .
گوشتاسب
(
guct sb
) ا . پ . احتلام .
و كابوس . و منقار مرغان .
گوشت آگنده
(
guct - gande
) ا .
پ . يك قسم طعامى كه سنبوسه نيز گويند . و نيز طعامى كه از رودهء آگندهء از گوشت و مصالح پزند .
گوش تا گوش
(
guc - t - guc
) م ف .
پ . از اين سر تا آن سر و سراسر و تماما و بالتمام .
گوشتآوه
(
guct - ve
) ا . پ . آبگوشت و گوشتابه .
گوشتآويز
(
guct - viz
) ا . پ . بازار گوشت فروشان .
گوشت آهنج
(
guct - hanj
) و گوشت آهنگ
(
guct - hang
) ا . پ . قلابى كه بدان از درون ديگ گوشت برآرند . و پرندهاى كه غليواج نيز گويند .
گوشتبر
(
guct - bar
) ص . پ . پوشيده شدهء از گوشت مرده . و فربه و تناور و سمين .
گوشتپاره
(
guct - p re
) ا . پ . مغز و هسته . و پارهاى از گوشت .
گوشت خوار
(
guct - x r
) و گوشت خواره (
guct - x re
) و گوشتخوره
(
guct - xore
) ص . پ . هر حيوانى كه گوشت و يا حيوان ديگرى را مىخورد .
گوشتدار
(
guct - d r
) ص . پ .
سمين و فربه و تناور .
گوشتدان
(
guct - d n
) ا . پ . دورى و يا طبقى كه در آن گوشت مىگذارند .
گوشت ربا
(
guct - rob
) و گوشت رباى
(
guct - rob y
) ا . پ . غليواج و زاغ . و قلابى كه بدان گوشت از ديگ برآرند .
گوشت رفته
(
guct - rafte
) ص . پ .
لاغر و نحيف و كم گوشت .
گوشت فروش
(
guct - faruc
) ا . پ .
قصاب .
گوشتكوب
(
guet - kub
) ا . پ . ساطور قصابان . و آلتى چوبين كه بدان گوشت بخته شدهء با نخود را مىكوبند .
گوشتمند
(
guct - mand
) ص . پ .
سمين و گوشت دار . و ساخته شدهء گوشت .
گوشتناك
(
guct - n k
) ص . پ . گوشت دار و سمين . و ميوهء پرگوشت آبدار .
گوشتناكى
(
guct - n ki
) ا . پ . سمن و فربهى و پرگوشتى .
گوشتين
(
guctin
) ص . پ . سمين و فربه . و غذاهائى كه از گوشت سازند .
گوشچى
(
guc - ci
) ا . پ . شنونده و مستمع .
و جاسوس . و پاسبان و نگهبان . و خبرگير و خبر دهنده .
گوش خارك
(
guc - x rak
) ا . پ .
هر چيز كه بدان گوش خارانند . و هزارپا .
گوشخبه
(
guc - xabe
) ا . پ . هر آلتى كه بدان گوش خارند و گوش پاك كنند . و هزار پا .
گوشخرك
(
guc - xarak
) ا . پ .