تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
حكيم مومن و عقيلى خراسانى علاوه بر ذكر موارد مصرف نام برده شده در فوق آن را در ورم ركتوم و سرفه مزمن موثر دانسته‌اند 13 * . ذكر اين نكته ضرورى به نظر مىرسد كه نزد برخى مولفين گذشته به ويژه عرب زبان منظور از ذنب الخيل ، اذناب الخيل يا لحيه التيس يا شنگ
Tragopogon pratensis
مىباشد .

قسمت قابل مصرف :

قسمت قابل مصرف ساقه‌هاى نازا ( نر ) مىباشد كه سبزرنگ ( داراى كلرفيل ) مىباشند و در فصل مساعد سال آن‌ها را چيده و پس از خشك كردن مصرف مىنمايند .

تركيبات شيميائى :

در گياه تركيبات زير وجود دارد : 1 - آلكالوئيدها : مانند نيكوتين ، پالوسترين
Palustrine
و پالوسترىنين
Palustrinin
2 - فلاونوئيدها : اكوىسترين
Isoquercitrin , Equicetrin
3 - استرول‌ها : ايزو فوكسترول
Isofucostrol
، كامپسترول
Campesterol
4 - ساپونين‌ها : مانند
Equisatonin
5 - سيلسيك اسيد و سيليكات‌ها : گياه خشك حدود 14 درصد
Environ
دارد 6 - دياستاز :
Silicatas
، اين دياستاز طبق نظريات
Davison
و
King
مىتواند كوارتز را به سيليس محلول و قابل جذب تبديل نمايد . 7 - مواد متفرقه : اسيدهاى ماليك ، اكساليك و آكونىتيك ، نشاسته ، رزين ، تانن ، يك ماده تلخ ، املاح آمونيوم ، پتاسيوم ، كمى مواد چرب همچنين در هريك صد گرم گياه تازه 300 ميكرو گرم بتاكاروتن ، 7 / 0 ميلىگرم ريبوفلاوين ، 6 / 5 ميلىگرم نياسين ، 20 تا 30 ميلىگرم اسيد اسكوربيك همچنين گياه داراى اولئيك ، لينولئيك ، لينولينيك و استاريك اسيد مىباشد . دم اسب از نظر مواد معدنى بسيار غنى بوده و ده عنصر ضرورى بدن را دارا مىباشد كه عبارتند از منگنز ، منيزيوم ، آهن ، آلومينيوم ، روى ، مس ، كلسيم ، فسفر ، پتاسيم و از همه مهمتر سيليس قابل جذب مىباشد . مقدار سيليس در گياه تازه از 21 / 3 تا 25 / 16 گرم درصد متغير مىباشد .

خواص درمانى :

با توجه به اينكه گياه از لحاظ داشتن سيليس يكى از غنىترين گياهان مىباشد بطورى كه حتى با كمك ذره‌بين مىتوان كريستال‌هاى كوچك سيليس را در محل اتصال برگ‌ها مشاهده نموده و به همين جهت در قرن هفدهم براى پاك كردن ظروف از آن استفاده مىشده به آن لقب
Scouring rush
داده بودند و بر خلاف سيليس معدنى كه يون كلسيم را از استخوان‌ها به ديگر بافت‌ها انتقال مىدهد سيليس گياهى
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 63 | ابو القاسم سلطانى