( 1 * ) - ناصور العين ( جمع نواصير العين ) - غرب و هو الناصور الذى يكون فى ما قى العين ، " نواسير العين اللتى يقال له اخيلوس و هو الغرب " ( ابن بيطار ، مراجعه شود به جامع مفردات ج 1 ص 174 )
Anchilops
و
Dacryocystitis
، ورم ماقى ، ورم كيس الدمعى ، قمع ، التهاب كيسه اشكى چشم و فيستول اشكى .
( 2 * ) - تت دياسقوريدوس م - 1 ص 118 ش 140
( 3 * ) - تت حاوى ، جلد 20 صفحه 267
( 4 * ) - تلخيص از الابنيه عن حقايق الادويه صفحه 92
( 5 * ) - تت قانون عب صفحه 280
( 6 * ) - غشاوه البصر ، غشاوه ، تم ، آفتى كه در چشم پيدا شود مانند پرده ، تم ( پارسى ) : بيمارىهاى چشم كه پرده مانندى بر روى آن پيدا شود و به تازى غشاوه گويند و يا كدورت جليديه كه آب مرواريد نيز گويند ( فرهنگ نفيسى ) . انگليسى
Cataract
، فرانسوى
Cataracts
.
( 7 * ) - جامع المفردات الادويه و الاغذيه ، جلد اول ص 173
( 8 * ) - تلخيص از اختيارات ص 101
( 9 * ) - سبل ، سبل القرنى
Pannus
غشاء غير طبيعى بر روى قرنيه در تراخم
( 10 * ) - تذكره صفحه 109 ، تحفه صفحه 75 ، مخزن الادويه 204 ، فروغ ناصرى 489
Code - 2894
فتايل الرهبان
Juncus acutus L .
گياهى است پايا به بلندى يك متر از خانواده
Juncaceae
، برگها خارج شده از قاعده ساقه ، دراز ، استوانهاى ، منتهى به نوكتيز و سخت ، گلها مجتمع با آرايش خوشهاى ، ميوه كپسول ، سه خانه ناقص ، گلپوش قهوهاىرنگ برابر كپسول ، خوشهها كوتاهتر از برگكها . محل رويش گياه سواحل دريا و كنار رودخانهها مىباشد . در ايران در اطراف كرج ، شمال ، سواحل آستارا ، خوى ، بوشهر ، آبادان ، شوش و بلوچستان رويش دارد .
خواص و موارد مصرف آن در طب سنتى :
پزشكان قديم گويند : طبيعت گياه در آخر دوم گرم و خشك است . آشاميدن جوشانده ريزوم آن در زكام ، سردرد حاصل از سردى ، سرفه ، آسم ، تنگنفس و نفخ و ماليدن ضماد تهيه شده از ريزوم آن با لبان ذكر ( كندر
Boswellia carterri
) به صورت يك لايه نازك ، در درد مفاصل ، سياتيك ، نقرس ، آماسهاى سخت ، آماس بيضه ، پارگى عصب و نسج كوفته شده موثر است . خاصيت مرباى ريشه آن از مرباى زنجبيل بيشتر است ، ريزوم خوشبوكننده دهان ، آروغ ، هضمكننده غذا ، گرمكننده معده ، گرده و مثانه تحريك كننده و تقويتكننده باه است . رهبانان ريزوم تازه آن را با برگ گياه پيچيده در چراغ مىگذارند و در آن روغن مىريزند مشتعل مىگردد بدين مناسبت آن را فتايل الرهبان مىنامند . گياه را به عربى زنجبيله و به پارسى تيجه صوف ، سازوى خاردار و سازوى نوكتيز مىنامند .