بثورات جلدى ، عفونتهاى جلدى ، زخم و لكه جاى زخم ، و از طريق داخلى و استعمال خارجى به منظور تقويت رشد و سياه كردن رنگ موهاى سفيد و همچنين به عنوان پادزهر سم گزندگان ، استفاده به عمل مىآيد .
( * ) - در بعضى كتب به صورت مترادف با
Eclipta alba ( L . ) Hassk
آمده است .
( 1 * ) - مخزن الادويه ص 163
Code - 2195
غبيرا
Elaeagnus angustifolia L .
مقدمه :
غبيرا نامى است كه امروزه به تعدادى از گياهان از جمله
Sorbus , Chrozophora tinctoria A . Jus Sorbus domestica L . , aucuparia
داده شده است . اصطفن در ترجمه دياسقوريدوس معادل
Oua
ديوسكوريد را غبيرا تفسير نموده ( 1 * ) و عيسى و مايرهوف نام علمى آن را
Sorbus domestica L
دانستهاند .
اما درباره ماهيت گياهى با نام غبيرا مندرج در كتب قديم همانطورى كه داود انطاكى مىنويسد اختلاف نظر فاحشى وجود دارد و به تفاوت آن را سپستان ، قراصيا ، آنجره ، زعرور اسود دانستهاند وى مىنويسد حقيقت آن است كه آن " زيزفون " مىباشد كه در شرق زياد است و به درخت عناب شباهت دارد ( 2 * ) . و عقيلى خراسانى مىنويسد به فارسى آن را سنجد مىنامند ميوه و هسته آن به عناب شبيه مىباشد پوسته آن نازك و بعد از رسيدن پوست آن سرخ مىشود يك نوع آن مغز از هسته به خوبى جدا نمىشود ، شيرين ، خوشبو ، خوشطعم مىباشد . نوع ديگر آن بزرگتر مغز آن مانند آرد نرم ، شيرينى آن كمتر و هسته به آسانى از مغز جدا مىشود . اين را " سنجد آردى " مىنامند . عطر گل آن به اندازهاى قوى است كه تا هفت هشت خانه به مشام مىرسد .
شناسائى :
سپستان ، قراصيا ، انجره ، زعرور در كتب قديم شرح هريك تحت عنوانى با نام خود آمده است . امّا زيزفون نامى است كه به درخت مورد بحث نيز داده شده است و امروزه نيز علاوه بر زيزفون در كشورهاى عربى به زقوم و ضرع الكلبه موسوم مىباشد . در فرهنگ مخزن نيز معادل زيزفون و ضرع الكلبه سنجد آمده است ، در فرهنگ نفيسى نيز آمده است " غبيرا ، شراب ارزن . . . سنجد و يا درخت سنجد " ( 3 * ) .
با توجه به مستندات فوق و شرح صاحب مخزن درباره غبيرا و مطابقت كامل ان با آنچه كه ما آن را سنجد مىناميم نام علمى گياه همان مىباشد كه در صدر آمده است .