افارينى را امفالوقرين
( Omphalokarpos )
و فيلنترين
( Philanthropos )
نيز ناميدهاند . گياهى است داراى ساقه چهارگوش ، شاخههاى فراوان ، زبر و خشن ، برگها متفرق و شبيه به برگ روناس با كمى انحناء ، گل سفيد ، دانه آن سخت و مدور و وسط آن مانند ناف توخالى ، به البسه مىچسبد و چوپانها براى صاف كردن شير و خارج كردن موئى كه هنگام دوشيدن شير در آن افتاده است از آن استفاده مىكنند . خوردن [ حدود 5 / 17 گرم از گياه و يا ] افشره آن با شراب ابيض در گزيدگى رتيل ، افعى و چكاندن [ افشره يا جوشانده مخلوط آن با روغن گل و يا بنفشه ] * در گوش درد آن را تسكين مىدهد و ضماد آنكه با پيه [ خوك ] ( * ) كهنه تهيه مىشود در [ ابتداى ] ( * ) خنازير سودمند است ( ديوسكوريد : 1 * ) .
بلسكا را به يونانى " افادينى " مىنامند و آن گياهى است كه به البسه مىچسبد و رهائى از آن مشكل است ( ابو ريحان : 2 * ) .
بلسكى : گياهشناسان اندلسى آن را مصفى الرّعاه ، ودود ، حبّ الصبيان و فوّه براّنيه مىنامند . ديوسكوريد گويد . . . ( دنباله مطالب همان است كه در كتاب دياسقوريدوس ذيل افارينى به شرح فوق آمده است ) ( ابن بيطار : 3 * ) . در سردى و ترى متعادل و گرم و خشك است و خشكى بر گرمى غالب ، ملطف و جلادهنده است ( حكيم مومن و عقيلى خراسانى : 4 * ) .
قسمتهاى مورد مصرف : اندامهاى هوائى ، افشره تازه گياه و دانه .
تركيبات شيميائى :
گياه محتوى مواد زير است :
1 -
Iridoids
: به ويژه آسپرولوزيد
Asperuloside
، منوتروپهئين
Monotropein
.
2 - اسيدها : كافئيك اسيد ، پ كومارين اسيد
P . Cumarin AC
، گاليك اسيد ، پ هيدروكسى بنزوئيك اسيد
P . Hydroxybenzoic AC .
، ساليسيليك اسيد ، سيتريك اسيد .
3 - تاننها : گاليك اسيد و تاننهاى
Hyrolysable
4 - كومارينها : نظير
Scopoletin
5 - مواد ديگر آلكانىها
C 19 H 31
، فلاونوئيدها ، يك ماده قرمزرنگ ، نشاسته ، ريشه داراى مشتقات آنتراكينون است ولى در قسمتهاى هوائى اين ماده وجود ندارد .
خواص درمانى :
مدر ، ضد التهاب ، تقويتكننده سيستم لنفاوى ، تببر ، پائينآورنده فشار خون .