تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
اين نوع كافور را در هندى قيصورى كپور
Qaisuri Kapur
مىناميده‌اند زيرا آن را از ناحيه قنصور 1 * يا فنسور
Funsur
به هند مىبرده‌اند اين نوع كافور بسيار كمياب و گران‌بهاء بوده است حتى تا قرن نوزدهم ارزش آن با طلا يكسان بوده است . ابو ريحان بيرونى مىنويسد : " به لغت هندى او را " كپور " گويند . . . و او در ميانه جرم آن درخت منعقد شود و در بعضى مواضع از درخت بيرون آيد چنان كه صمغهاى ديگر و غرت او بيش بود و " رباحى " 2 * اين نوع را گويند و آن به پاره‌هاى نمك شباهت دارد " 3 * .

تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى :

به پهلوى كپور
Kapur
، كاپور
Kapur
، كرپور
Karpur
و
Bhimsaini kapur
ناميده شده كه تمام اين واژه‌ها از نام سنسكريتى آن
" Kapura "
كه به معنى سفيدى مهتاب مىباشد اشتقاق يافته است . پزشكان يونان ، روم قديم و اعراب آن را نمىشناخته‌اند . در زمان خلافت عمر ، اعراب با حمله به ايران كيسه‌هائى پر از كافور را مشاهده و تصور نمودند كه نمك مىباشد پس از اطلاع از اينكه يك ماده داروئى مىباشد مراتب را به خليفه گزارش نمودند قابل ذكر است كه اين كافور كه به كافور بورنئو مشهور است از درختى با نام علمى آمده در صدر به دست آمده بود نه از درخت كافور چينى
Cinnamomum camphora ( L . ) Nees et Eberm
. منظور از كافور در كتب قديم ( قبل از زمان تاليف مخزن الادويه ) اين نوع كافور بوده است هرچند ابن سينا اشاره‌اى به كافور چينى دارد . پزشكان سنتى درباره خواص و موارد مصرف آن مىنويسند : كافور مقوى قلب ، اعضاء ، حواس و قطع‌كننده خونريزى بينى و شكمروش ناشى از صفرا مىباشد ، پيرى زودرس و سپيدى مو را سبب مىشود . شخصى كه حدود 30 گرم آن را در ظرف مدت سه روز خورده بود به اختلال هاضمه و قطع شهوت دچار گرديد ( رازى : 4 * ) . كليه و مثانه را سرد مىكند و در سل 5 * و تب تيفوس 6 * سودمند است اگر آن را مانند سرمه به چشم بكشند چشم را قوى مىكند و ترشح آن را از بين مىبرد ( هروى : 7 * ) . كافور انواع دارد قنصورى ، رباحى ، آزاد و اسفرك ارزق ، در ورم ملتحمه چشم موثر است و مضمه كردن با آن آفت دهان را از بين مىبرد ( ابن سينا : 8 * ) . اگر مقدار 07 / 0 گرم آن را با افشره كاهو [ يا آب گشنيز تازه يا سركه يا افشره برگ مورد يا عصاره آن و يا بادروج ] 9 * به بينى بكشند خواب و سردرد را از بين مىبرد و خونريزى داخلى و بينى را قطع مىكند و ابن سينا در رساله ادويه قلبيه گويد كه آن مقوى قلب و روح است و گرمى مزاج را به حد اعتدال در مىآورد ولى در شخص سردمزاج لازم است سردى آن را با مشك و عنبر و خشكى آن را با روغنهاى معطر مانند روغن سوسن ، گل شب‌بو ، بنفشه و نرگس تعديل نمود و آن پادزهر سموم است ( ابن بيطار : 10 * ) . خوردن 5 / 3 گرم آن با آب سيب در گزيدگى عقرب و با آب انار و شيره تخم خرفه و برف در مسموميت يا اكونيت موثر مىباشد ( انصارى : 11 * ) . اشكال