بههر جهت منظور از فجل برى يا ترب دشتى در كتب طب سنتى
Raphanus Raphanistrum L .
و در كتب جديد گياه مورد بحث مىباشد . در قرن دوازدهم
St . Hildegard
آن را در بيماريهاى مربوط به كليه ، كبد ، ريه و اكزما مورد مصرف قرار داده است و آن را ملين ، ضد سم و ضد انگل نيز توصيف نموده است .
در قرن هفدهم كولپپر افشره ريشه را در بيمارى اسكوربوت ، سياتيك ، درد مفاصل ، سخت شدن كبد و طحال سودمند دانسته است 4 * .
قسمت مورد مصرف :
ريشه و برگ گياه است . ريشه را در پائيز و برگهاى جوان را در اوائل بهار جمعآورى مىكنند .
تركيبات شيميائى :
ريشه داراى هتروزيد سولفوره به نام
Sinigrine
، آنزيم ميروزين مىباشد كه پس از له شدن ريشه در مجاورت آب آنزيم هتروزيد را تجزيه نموده به ايزوسولفوسيانات اليل ( اثر آنتىسپتيك ) و گلوكز تجزيه مىنمايد . همچنين ريشه داراى رزين ، املاح پتاسيم ، منيزيم ، فسفر ، كلسيم و بهويژه از نظر ويتامين
C
غنى مىباشد .
خواص درمانى :
ضد اسكوربوت ، مقوى ، زيادكننده ترشحات معده ، مشهى ، معرق ، محرك ، مدر ، خلطآور و ضد باسيلهاى گرم منفى ( تيفوئيد و پاراتيفوئيد ) مىباشد .
موارد مصرف درمانى :
1 - خوراكى :
از دمكرده ريشه بهعنوان مدر در خيز عمومى انساج ، ورم كليه ، ورم ريه ، سنگ كليه ، آلبومين اورى ، رماتيسم مزمن ، نقرس ، آسم مرطوب و بهعنوان تببر در زكام و انفلوانزا استفاده درمانى به عمل مىآيد .
2 - استعمال خارجى :
ريشه گياه قرمزكننده پوست مىباشد و اگر ريشه تازه رنده شده را به مدت 20 دقيقه روى پوست قرار دهند احساس سوزش و سوختگى در محل مىشود ، مشمع ريشه خون را به طرف موضع مىكشاند و اثر آنتى اسپاسموديك دارد و آن را در فلجهاى موضعى ، دردهاى رماتيسمى ، دردهاى عصبى ، سياتيك ، لومباگو و كرامپهاى عضلانى به كار مىبرند .
احتياط :
از نظر اثر آن بر روى تيروئيد ، ازدياد ترشح اسيد معدى ، التهاب و بروز تاول بايد مصرف آن مراعات شود .