( 2 * ) - صقليه - صقليه خوانند به نزديكى روميه كوهى بزرگ از گرد اين جزيره برآيد و خزينه روميان اندرين جزيره بودى اندر قديم از استوارى اين جزيره ، درازاى او هفت منزل اندر پهناه پنج منزل . . . ( حدود العالم فصل 4 بند 32 ) . ظاهرا جزيره سيسيل است .
( 3 * ) - اصل انتصاب النفس : تنگنفس ايستاده
Ortopnea
حالتى كه بيمار فقط در حالت ايستاده يا نشسته مىتواند به راحتى تنفس نمايد اين حالت معمولا در آسم قلبى مشاهده مىشود .
( 4 * ) - قبه برآمدگى هر چيز را گويند ( برهان ) ، در عربى به نام قبهء الفرج ، جبل الزهره ، برآمدگى عانه زن يا تپه ونوس ، قله ونوس
Jons veneris
را مىنامند لذا منظور از قبه گل ، نهنج گل يا مجمع الازهار ، طبق گل
Receptacle
مىباشد .
Code - 106
سابونا ( فوزى )
Achras sapota L
در ليبى از پوست تنه درخت به عنوان تببر ، قابض و مقوى و از دانه براى زياد كردن پيشاب استفاده مىشود . سابوتا درخت مولد صمغى به نام گمشيكل مىباشد . از گمشيگل ، وانيل و عصاره نارنج آدامس چيگل تهيه مىشود .
MPL . 156 )
، معجم المصور 78 ، گياهان داروئى جلد 3 - 302 ) .
Code - 108
حمشد
Achyranthes aspera L
گياهى است كه در سرتاسر هند به صورت علف هرزه و در چين ، سيلان و افريقا ، امريكا و ايران نيز رويش دارد از جوشانده گياه در هند جهت درمان جزام و عوارض آن و زياد كردن پيشاب در استسقاء ( خيز عمومى انساج ) . كورك ، مارگزيدگى و در چين از جوشانده ريشه گياه براى تشديد درد زايمان و وضع حمل ، خونمردگى و از بين بردن لختههاى خون استفاده مىشود . محل رويش آن در ايران در جنوب ، مكران و قصر قند است .
مآخذ : ( مارتيندال 28 ص 1488 ، معجم العلوم الطبيه 15 ، معجم المصور 14 ، گياهان داروئى جلد 4 - 229 ) .
Code - 112
فرنجمشك
1 - Acinus arvensis ( Lam . ) Dadly , 2 - Acinus graveolens ( M . B ) Link .
گياهان فوق از زمان اشكانيان در امر درمان وارد شده و آنها را يك گياه دانسته و به زبان پهلوى پارتى
Palang mushk
پلنگ موشك و در اواخر زمان ساسانيان فلنجمشك نيز ناميده و با اين نام اخير در كتاب الحاوى رازى به نقل قول از قلهمان پزشك ايرانى آمده است و از قرن سوم هجرى تا يكصد سال قبل 1275 شمسى به نام فرنجمشك مشهور بوده است ، ديوسكوريد اين گياهان را "
Akinos
" ناميده كه واژه
acinos
لاتين مشتق از آن است و اصطفن و حنين آن را به آقينش معرب نمودهاند .
ديوسكوريد گويد
Akinos
كه بعضى آن را افنش نيز ناميدهاند گياهى است با شاخههاى نازك كه در اكاليل [ جمع اكليل به معنى سربند يا تاج ] به كار برده مىشود گياه آن شبيه به بادروج [
Ocimum basilicum L .
] و معطر مىباشد بعضى آن را كشت مىكنند . شكمروش و خون قاعدگى با