مخزن و فروغ ناصرى ، با توجه به اينكه در سه كتاب اخير كالكوت و هلاهل را يكى دانستهاند لذا واژه هاى كلاكون ، كالكوت ، هلاهل ، كشتار اصفر ، هلديه ، زهر هلاهل مترادف با بيش مىباشد و بهطورىكه خواهد آمد
Aconitum ferox Wall
مىباشد و حددى مترادف چندال بوده و شدهه مترادف با منكن و شودر سياه مىباشد واژههاى برهمن ، برهمى ، برهمن سفيد ، شرنگ و مهوده همسان مىباشند بهطور كلى صاحب مخزن مىنويسد جنس بيش
Aconitum
هجده نوع دارد كه 8 نوع آن مصرف مىشود امروزه نيز 8 نوع آن به شرح زير در هند و پاكستان مصرف دارند .
[ 1 - انتله سودا يا بيش اندلس
Aconitum anthora L
2 - بيش
Aconitum ferox Wall
، به سانسكريت
Vatsanbab , Vishan
3 - خانق النمر
Aconitum lycoctonum L
4 - اقونيطون يا بيش موش بيشا
Aconitum napellus L
5 -
Aconitum heterophyllum Wall
( اردو : اتيس شيرين ) سانسكريت
Ativisha , Sitashringi
6 -
Aconitum falconeri
( اردو : ميتاتليا )
7 -
Aconitum vincinatum
8 -
Aconitum chasmnthum
]
طبق مندرجات پزشكىنامه به فرانسه آن را اكونيت فروس ، به پارسى و عربى " بيش " به لاتين ، اكونيتوم فركس . . . مىنامند ( پزشكىنامه 97 ) . اكونيت فركس داراى ريشهاى است ساده و خاكسترىرنگ مايل به زردى كه مانند نوع ناپلوس ريشه آن داراى شعب كثيره و غدد نيست و او را تميز مىدهند از ريشه رفر [
Cochlearia armoracia L
] به اينكه ريشه رفر درازتر و استوانه شكل و پوشيده شده است از بشره سفيدرنگ به علاوه داراى بو و طعمى گزنده و مغزى مدور و استوانهاى است و نيز مشتبه نخواهند كرد با جلب [
Jalap
] بواسطه علامات مذكوره ذيل . . . ( مفتاح الادويه 127 ) . بيش ( شليمر ) بيش ، هلهل ، ( معجم المصور 14 ) .
Code - 120
خانق الذئب ( هروى )
Aconitum lycoctonum L
. . . چون دازى و عنصل و خانق الذئب و آزادرخت و خانق النمر . . . اينهمه را حمله بر معده است . . . ( ابنيه 73 ) .
خانق الذئب . . . رسائلى گويد از آن جهت اين نام به آن داده شده است كه گرگها با خوردن آن به حالت خفگى مىميرند و اطيوس [ اطيوس امدى ] گويد گياهى است كه موش و ساير حيوانات را مىكشد . . . ( تت صيدنه ع 169 ) و تحت عنوان خانق النمر مىنويسد بولس گويد اقونيطون دو نوع است يكى خانق النمر مىباشد كه از داروهاى كشنده است . . . و ديگر خانق الذئب كه آن نيز مانند اولى سمى است ولى كشنده گرگ است ( تت صيدنه ع 169 ) . داروئى است كه گرگ ، خوك و سگ را به حالت خفگى مىكشد لذا از طريق