* مرواريد
مرواريد را به عربى لؤلو و جمان و به تركى اينچى و انجو و به هندى موتى و مكتا نامند .
مرواريد داراى انواع مختلف مىباشد و بهترين آن سفيد ، آبدار ، صاف ، براق مدور ، غلطان بزرگ بحرينى و هرمزى و عمانى آن است . سوراخ كرده آن در طب استعمال نمىكنند .
اسحاق بن عمران گفته كه آن معتدل در گرمى و سردى و خشكى و ترى است و خاصيت آن نفع جهت خفقان قلب هر نوع كه باشد و مزيل خوف و فزع و جزع ( بىتابى از ناتوانى ) حادث از مرّه سودا است بهر آن كه مصفى خون قلب و ملطف و مجفف رطوبت چشم است چون دو دانگ سوده آن با هموزن آن نبات سفوف ساخته ناشتا بخورند و بالايش عرق بيد يا عرق گاو زبان به قدر كفايت بنوشند جهت ضعف قلب حار نفع بخشد .
گويند : خوردن ساييده آن حابس نفث الدم و نزف الدم و رافع بدبويى دهان و ربو و جنون و مزيل غم و غصه و ضعف قلب و امراض آن و ضعف معده حار و جگر و كليه و
مفتح سدد احشاء و مفتت سنگ كليه و مثانه و دافع يرقان سدى و حابس اسهال مرارى و دموى و خون بواسير و رافع حرقة البول و حيض است و فرزجه آن را در رفع حمل مجرب دانستهاند . گويند مضر مثانه و مصلح آن بسد ، مقدار شربت آن تا نيم مثقال بدل آن صدف سفيد شفاف است . از معلم اول ارسطاطاليس حكايت كردهاند كه اگر مرواريد كوچك يا بزرگ را محلول سازند حتى كه مثل آب گردد ، بر سفيدى عارض در بدن از برص و غيره كه معالجين درمانده باشند طلا نمايند ، در سه طلا آن را زائل كند .
و چون بدان آب سعوط نمايند جهت رطوبت چشم حادث از انتشار نفع كند و غير محلول آن نافع جذام است . بعضى طريق خوردن آن چنين نوشتهاند كه بگيرند مرواريد چهارده توله و در صلايه سنگ سماق با گلاب و عرق بيد مشك تا دوازده روز بسايند تا اگر بر زبان نهند جرم آن محسوس نگردد پس بردارند و هر روز يك مثقال گرفته نصف