تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩

خز به تشديد زاء « دابة » يعنى حيوانى است از حيوانات چهارپاى دريايى و صحرايى كه از پشم آن لباس فراهم مىنمايند ( مجمع البحرين ماده خزز ) . خز بفتح خاء و سكون زاء مشدده باصطلاح قديم اسم جامه است كه از ابريشم و پشم و قز درست مىشود و خز خالص لباسى است كه از موى بسيار نازك كه در زير مويهاى درشت بر آن و امثال آن مىباشد كه به فارسى كرك و به هندى رولان نامند ترتيب دهند و باصطلاح جديد پوست حيوانى است كوچكتر از سمور و بعضى گويند كه آن جامه ابريشمى است و گويند آن حيوانى است كه خصيه آن جندبيدستر است و گويند اسم دانه‌ايست بعده جامه متخذ از پشم آن را بدين اسم ناميدند و بهترين آن مغربى است گرم و خشك در دوم و مسخن مجفف پوشيدن آن در ابدان بارده جهت حفظ حرارت و نرم داشتن بدن و دفع ضرر سردى از پشت و كليه و فالج و نقرس و رفع جذام و حكه رت نافع و تحريك باه نمايد . و پوشيدن آن براى گرم مزاج صالح نيست الا بالاى كتان مغسول و آشاميدن آن جهت فتق اعصاب و اعضاى عصبانى و پاشيدن سوخته آن جهت قطع نزف الدم و خشك كردن جراحات نافع است . « 2 » روايات : عن سليمان بن جعفر الجعفرى أنه قال : رأيت الرضا عليه السلام يصلى فى جبة خز . سليمان بن جعفر جعفرى گويد : ديدم امام رضا عليه السلام در لباس خز نماز مىخواند . عن على بن مهزيار قال : رأيت أبا جعفر الثانى عليه السلام يصلى الفريضة و غيرها فى جبة خز طاروى و كسانى جبه خز . همچنين ديگران نيز گفته‌اند : أنه لبسها على بدنه و صلى فيها و أمرنى بالصلاة فيها . على بن مهزيار گويد : ابى جعفر ثانى را ديدم كه نماز واجب و غيره را در لباس خز طاروى نماز مىخواند و يك لباس خز بر من پوشانيد و او را ديدم آن را به بدنش پوشيده

هامش
( 2 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 195 ؛ تحفه حكيم ، ص 102 ؛ قرابادين كبير ، ص 193 .