در خراسان و آذربايجان و افغانستان از آن ترنجبين گيرند . اشترخار ، خاراشتر ، اشترگياه ، كرته . « 1 » خارشتر اسم فارسى است و به شيرازى : خارا و رتم و به يونانى : اوريقى و به عربى : حاج و به هندى : جواما گويند و بران ترنجبين در خراسان در مىآيد . مزاج آن سرد و خشك و گويند گرم و بسيار خشك است .
خواص :
آن رادع و مفتح و جالى و ترياق سموم است و به قول رازى چون برگ آن به آب سوده و فشرده سه قطره ناشتا در بينى چكانند بعد ساعتى روغن بنفشه استنشاق نمايند ، صداع حار مزمن را ببرد شرب و ضماد و بخور آن اشرب و مالش گل آن نافع بواسير و همچنين اورام اسفل است . « 2 » آب مقطر خارشتر : عرق خارشتر را از تقطير سرشاخههاى گياه خارشتر يا الحاجى كاملوروم در برابر آب به دست مىآورند . عرق خارشتر را به عنوان مدر در جهت كمك به دفع شن كليه و در سياه سرفه كودكان به كار مىبرند « 3 » . اين بوته در ولايت پنجاب و دكن هند عام روئيده مىشود . شاخ و برگ زيادى دارد . با هر شاخ دو برگ با هم پرپشت چوب ساق و پوست آن سفيد و خيلى سخت است و پوست آن زرد رنگ و از آب خيساندن گل رنگ و لعابى مىشود . از جهت خاردار بودن ، آن را در سانسكريت دوسپرشا يعنى اذيت كننده دست مىگويند . از اثر امراض معده براى سردى دهان استعمال مىشود . اشترخار را با شكر جوشانده غليظ و سخت درست مىكند و بعد به قدر قند در دهن مريض بطور مكيدن استعمال مىكنند . ماليدن عصاره آن بر روى زخمهاى باز ، آن را از گرفتن عفونت محفوظ مىگذارد . در