را براى ماليدن خارجى استعمال كرد ماكس ميرس در سال 1840 تأثير در مورد اين گياه را تجربه كرده و بيان مىكند كه آن سم قوى پروتوپلاسميك است و محلول رقيق آن را اگر در خون وارد كنند خون را منجمد مىكند مگر محلول قوى آن كه خون را از انجماد نگه داشته كربات سرخ را حل مىكند . در حيوانات خونسرد اين دارو باعث فلج مىشود .
سرم
solamine
در رگ حيوانات خون گرم ابتدا دردى در عضلات پشت گردن و بعد لرزه و فلج ايجاد مىكند .
عنب الثعلب
atropa belladonna
را به انگليسى :
common dwale deadly night shade , belladone
و به فرانسوى :
morelle furiense
و به هندى :
suchi
سچى گويند . از اين گياه علماى قديم سانسكريت ذكرى نكردهاند و بابت استعمال آن هم در هند قديم آثارى موجود نيست عربها در اين موضوع از يونانيها كمك گرفته به نام عنب الثعلب نوشتهاند و حاجى زين العطار در سال 1368 ه در باب اين گياه بحث كرده و نام فارسى آن را روباه تربك و سگ انگور نوشته كه سياه آن را نبايد استعمال كرد كه در مريض لرزه و هيجان مىآورد و سمى قوى است زمانى كه از اين گياه شخصى مسموم مىشود وى دستور داده كه زود چيزهاى قىآور داده شود و بيمار بايد شير و آب يا عسل و آب بخورد و نيز در اين تركيب انيسون و بادام تلخ اضافه كنند .
در قديم آن را ماده مهلكى مىشناختند ولى اخيرا وارد داروها شده و اثر اين دارو بر مردمك چشم مفيد است در قرن شانزدهم توسط خانمهاى ايتاليائى استعمال مىشده و به اين سبب اسم گياه را
herba belladona
نامگذارى كردهاند . در تجربياتى كه بدست آمده اين گياه بر تمام حيوانات اثرى يكسان نداشته خوردن گياه بلادون براى خرگوش هيچ ضررى ندارد بر روى پرندهها نيز اثرى ندارد .
ماده اتروپين را اگر در خون پرندهها و جانوران علف خوار تزريق كنيم هيچ ضررى
متوجه آنها نمىشود و از اين تجربهها ثابت شده كه اعصاب آنها از سم اين ماده متأثر نمىشود اما براى انسان در اثر خوردن زياد ، درد پيشانى ، خرابى مىآيد