شيخ مىفرمايد : طحلب جل وزغ : جل وزغ جويبارها مزاج آبى و خاكى دارد جل وزغ دريايى قبضتر است . جل وزغ سنگها همان سپوسه سنگ است كه سابقا ذكر شد مزاج : سرد . خاصيت : جل وزغ و بويژه جل وزغ دريايى را بر هر خونريزى مىگذارند يا مالند فورا بند آيد ورم و جوش : جل وزغ و همچنين عدس آبى را با قاوت ضماد كنند علاج ورم گرم باد سرخ مورچگى است . مفاصل : داروى نقرس گرم ، درد گرم مفاصل است و اگر با روغن زيتون كهنه بجوشد عصب را نرم گرداند اندام دفعى : بر بالا آمدگى امعاء ضماد شود آن را لاغر گرداند . « 1 » طحلب : به فارسى پشم وزغ نامند و به اصفهانى جل وزغ نامند و جسميت آن سبز كه بر روى آبهاى ايستاده و در كنار جويها يافت مىشود و آنچه مستدير و متفرق باشد مسمى بحزاز الماء است و طحلب ليفى و عزل الماء عران است كه مانند رشتهها باشد و هر چه متراكم مثل نمد باشد خزو الضفاوع است در دوم سرد و تر ضماد آن به تنهايى و با آرد جو جهت باد سرخ و اورام حاره و نقرس و تبله و فتق اطفال نافع و سرب خشك آن جابس اسهال مرارى و چون در روغن زيتون بجوشانيد در تليين عصب قوى الاثر است و هر چه بر روى سنگهاى دريا متكون شود بسيار قابض و طلاى آن جا بس سيلان خون اعضا است و چون طحلب را بلع كرد در ساعت آب گرم آشاميد قى كنند در اخراج زالويى كه به گلو چسبيده باشد مجرب است . « 2 » طحلب : بر روى آب پديد آيد در وقتى كه آب در موضع ديرتر بماند و پارسيان او را جامه غوك گويند و جالينوس عدس الماء ذكر كرده است . « 3 » گياهى است از رده يكلپهاى كه داراى برگها و ريشه و گلهاى كوچك است و در آبهاى راكد مىرويد و سطح آبها را از يك ورقه سبز نازك مىپوشاند . « 1 » طحلب را در هندى و اردو كائى و در فارسى جفرابه يا جلبك مىنامند . يك نبات
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٢٠٩
هامش
( 1 ) - قانون در طب ، ص 169 .
( 2 ) - تحفه حكيم ، ص 176 .
( 3 ) - ترجمه صيدنه ، ب 83 .
( 1 ) - فرهنگ معين ، فرهنگ داروها ص 254 ؛ الابنيه ص 222 ؛ ابن البيطار ، ج 3 ، ص 98 ؛ قرابادين كبير ، ص 279 .