تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
انگليسى :
sed
vare , bladder
warech
فرانسه :
chene maritime , varech vesiculeux , fucus
آلمانى :
blasentang
عربى : فوكوس
fouxous
اين جلبك رنگ مايل به سبز در حالت تازه ولى رنگ مايل به بنفش پس از خشك شدن دارد در تمام سواحل اروپا پراكنده است داراى بوى نامطبوع و طعم تهوع‌آور و شورمزه مىباشد . اين جلبك داراى موسيلاژ يك ماده معطر مانيت
mannite
مانتيول
mannitol
آلگولوز
algulose
و گلوسيدهاى مجاور دكسترين و پكتين‌ها يك ماده رنگى املاح مختلف مانند كلرور سديم ، سولفات ، كلسيم ، سديم ، يد و غيره است . روايت از جابر بن حيان : طحلب : بضم طا و سكون حا و ضم لام و سكون باى موحد و به كسر اول و سوم نيز آمده و به فتح اول نيز نوشته شده اسم عربى است و نيز به عربى فرءالضقادع و عرماض و خرز الماء و به سريانى طحلبا و به يونانى اوليسون و به رومى برونيا و به فارسى كشمش جوى و جغرابه و جامخواب‌بك و پشم ورع و به شيرازى جلبك و به اصفهانى جل وزغ و به هندى سواروكائى نامند و آن سبز است كه بالاى آبهاى ايستاده پيدا مىشود و سه قسم مىباشد . آنچه مستدير و از هم متفرق است خراز الماء و طحلب ليفى نامند و آنچه مانند ريشهاى متصل بهم و بر لب جويها بسيار مىباشد غزال الماء گويند و آنچه متراكم مانند نمد باشد خرء الضفادع خوانند و در آبهاى ايستاده تكون مىيابد . بهترين آن آن است كه در آب شيرين پيدا مىشود و آن سرد و تر در دوم است و بعضى سرد در سوم و تر در دوم گفته‌اند و گويند طحلب بحرى گرم و خشك است و هر دو با قوت قابضه و گويند كه قبض نهرى آن زياده از بحرى است . « 1 »
هامش
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 185 .