تعريف :
برگ آن را به سريانى و رومى : قلبا و بلوط و قيلون در وردبين نامند و داخل آن مثل برگ خرنوب سفيد و ظاهر آن سبز است . منظور از مطلق آن ، ميوه بلوط مىباشد كه معروف است و مىگويند بر دو نوع است : مستطيلى و دايرهاى شكل . به نوع دايرهاى شكل ، شاه بلوط يا بلوط الملك و در انگليسى اوگ گويند و البته اين نوع از نوع مستطيلى ، لذيذتر و به عنوان خوراكى براى مردم مىباشد . درخت آن شبيه به درخت فندق است . مؤلف كتاب ما لا يسع ، آن را سه نوع ذكر كرده : يك نوع ، دايرهاى شكل كه همان شاه بلوط مىباشد و دو نوع مستطيل شكل كه از اين دو نوع يكى شيرين و خوردنى و ديگرى تلخ و غير خوردنى است . در ديلم و طبرستان هر دو نوع مىباشد . جالينوس گويد : در بعضى سرزمينها ، درخت بلوط يك سال بلوط و يك سال مازو بار مىدهد . ميوه تازه آن را در آتش انداخته بريان كرده و با نمك يا بىنمك مىخورند و بسيار خوشمزه مىباشد . بلوط را به فارسى : بالوط ، به طبرستانى : دارمازى ، به يونانى : قالاپود يا قلاپود ، به رومى : فربينون ، به انطاكيهاى : دوام ، به عراقى : عفضيج به مصرى : ثمر الفؤاد و به هندى : سيتاسپارى مىگويند . بلوط : درختى از تيره بلوطىها كه سر دسته گياهان تيره خود را تشكيل مىدهد . اين درخت داراى دو نوع گل است كه معمولا در انتهاى شاخهها قرار مىگيرند ، ميوه اين گياه به صورت فندقه بيضوى شكل كشيده است كه پيالهاى تا نيمه آن را فرا گرفته . « 1 » بلوط به عربى و فارسى : بالوط . طبرستان : دارمازى . يونانى : قالابودوقلا بود . رومى : قرنبيون . مهرى : ثمر الفؤاد . انطاكيهاى : دوام . در عراق : عفضصيج . هندى سيتاسپارى . ميوه درخت بزرگ كوهى است . « 2 »