تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
زخم چركى گوش ، ضعف باه ، درد سينه ، سرفه ، عطش ، سوزش بول ، بدهضمى ، سل ، التهاب كليه و مثانه ، جوش صورت ، ورم ملتحمه ، گزيدن زنبور ، پشه و هارى مفيد مىباشد . بارهنگ داراى مواد : سديم ، پتاسيم ، منيزيم ، موسيلاژ ، صمغ ، اسيدهاى آلى ، انورتين ، امولسين ، تانن ، گلوكزيدى به نام اوكوبين ، اسيد سيتريك ، اسيد اكساليك ، رزين ، كلروفيل ، آلبومين ، واكس و پكتين مىباشد . مقدار خوراك تخم آن تا سه درهم است . بارهنگ مضر طحال است و مصلحش مصطكى مىباشد . مضر ريه است و مصلحش عسل مىباشد . گياهى است داراى ساقه‌هاى نازك و برگهاى بيضى شكل و خوشه‌هاى دراز ، بلنديش به ارتفاع سى تا پنجاه سانتىمتر مىرسد ، دانه‌هايش ريز و لعابدار مىباشد . بارهنگ را در عربى لسان الحمل نيز گويند ، لسان الحمل به معنى زبان بره و اصطلاح فارسى آن نيز همين است . اما امروز بيشتر به بارهنگ معروف است كه در كتب مفردات غالبا به صورت بارهنگ آمده است ( دهخدا ) . علاوه بر نامهاى زبان بره و بارتنگ و بارهنگ يكى از نامهاى معروف فارسى لسان الحمل خرگوش يا خرگوشك بوده است چنان كه آمده خرگوش بعدها معرب شده و به صورت كركوس در آمده است . تعريف اين گياه در ترجمه صيدنه چنين است : لسان الحمل به پارسى زهر گوش و خركند خوانند و آن نوعى است از انواع نبات اسپغول جز آن كه برگ آن بزرگتر از برگ اسپغول است و گويند لسان الحمل دو نوع است ( ترجمه صيدنه ، ب 112 ) . معروف است سيلان خون باز دارد ( اغراض ، ص 625 ) . تخمش را به فارسى بارتنگ گويند ( غياث الله و دهخدا ) . نام لسان الحمل ترجمه واژه يونانى ارنوگلوسون است . ابو ريحان بيرونى ارنفلوسن نوشته است . وجه تسميه غريب اين گياه آن است كه مزاجهاى بسيار گرم محرور را بسيار خنك مىكند و اما كركوس معرب خرگوش فارسى است ( مايرهوف فام 213 ) . بارهنگ عربى لسان الحمل گياهى است به ارتفاع هشت تا پنجاه سانتىمتر كه قسمت
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 388 | مصطفى النوراني الاردبيلي