است . « 5 » ابهل درختى كوچك و داراى رشد بسيار كم است به طورى كه حتى با گذشت سالهاى متمادى ، نمىتوان تغييرات محسوسى در رشد قطرى ساقه گياه مشاهده نمود . از مشخصات اين درخت آن است كه برگهايى دايمى ، خشن ، عارى از دمبرگ ، باريك ، دراز و نوك تيز دارد . از چوب اين درخت نوعى قطران مايع به طريقه خشك و يا احتراق ناقص به دست مىآورند كه به مصارف مختلف درمانى و صنعتى مىرسد . براى گرفتن قطران از تنه و شاخههاى قطور آن استفاده مىشود . « 1 » درخت ابهل دو نوع است : يكى نوع بزرگ كه برگ آن مثل برگ درخت سرو داراى ساقهاى زياد و خاردار است و از برگ آن براى بخور استفاده مىشود . نوع دوم كوچك است ، برگ و ميوه آن مثل نبق بيابانى و داراى چند عدد تخم كوچك در يك غلاف است . ابتدا ميوهاش سرخ است و بعد از رسيدن سياه مىشود . عرعر نوعى ابهل است . « 2 » عرعر داراى ميوهاى به اندازه فندق و به قولى به اندازه باقلا ، دايرهاى شكل و بويى خوب و مزهاى تلخ است . « 3 » عرعر لفظ فارسى است . نويسنده كتاب برهان گويد : درخت ابهل ( عرعر ) دشمن درخت خرما است و هر دو نمىتوانند يك جا رشد كنند . ابو حنيفه از كشاورزان ابهل نقل كرده كه مىگويند : ابهل مثل عرعر است و كلمه عرعر در عربى براى
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص١١٥
tunipon
و
soueul
گفتهاند . اين شخص درخت ابهل را در شهر خود ديده بود و در قزوين همان درخت را مشاهده كرد كه در ديلم ( همجوار قزوين ) از آن براى سوزاندن استفاده مىكردند .
j . commonis
از سرزمين يونان است و آثار آن در تذكرات اطباى قديم ديده مىشود .
ديسقوريدوس گفته : ابهل دو قسم است و تشخيص دادن آن بسيار مشكل مىباشد .
اقسام زيادى از آن در هيماليا يافت مىشود كه هندوها آن را در طب استعمال نمىكنند و ميوه آن در بازار بمبئى توسط مسلمين به فروش مىرسد و از غرب وارد مىشود . در
هامش
( 5 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 131 .
( 1 ) - گياهان دارويى ، دكتر زرگرى ، ج 3 ص 359 .
( 2 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 172 .
( 3 ) - الاندُلسى ، ضياءالدين عبد الله بن احمد ، ابن البيطار ، ص 120 .