تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
آن پوست ترنج ، ريباس يا ربّ آنها مىباشد و خوردن سوخته آن به تنهايى مضر كليه است و مصلح آن آسارون ، وج يا خولنجان است . « 1 »

مشابه :

مشابه ابريشم در شادىآورها ، به وزن آن سنبل الطيب و نصف وزن آن پوست ترنج است . « 2 » مشابه ابريشم مرواريد سوخته « 3 » و برگ گاو زبان است . « 4 »

* ابهل

تعريف :

امام صادق عليه السلام در روايتى ابهل را همراه با ديگر ادويه نافع بواسير فرموده‌اند . ابهل نوعى از سرو كوهى مىباشد . بعضى آن را عرعر دانسته‌اند . مورد استفاده طبى ابهل ميوه‌اش است . نيز از برگ ، روغن و ساير اجزاى آن استفاده مىگردد . مزاج ابهل گرم و خشك است ، غذا را هضم مىكند ، ماليدنش با سركه نافع كچلى است . خوراك ميوه‌اش نافع فلج ، سستى اعصاب ، صرع ، نفخ ، صداهاى در شكم ، تنگى نفس ، بواسير ، استسقاء ، غم و اندوه ، خون بسته شده حيض ، ضعف معده و اسهال است . ميوه و روغن ابهل داراى رزين ، ساكارز ، گلوكز ، پنين ، ديپانتن ، تارپين و كمى تانن مىباشد . مقدار خوراك از 3 تا 5 گرم است . مضر اطفال ، گرم مزاجها و حامله‌ها است و مصلح آن گل ارمنى ، وج ، خولنجان ، مشك و زرشك است . محل رويش آن شمال ايران است . ابهل يكى از گونه‌هاى سرو كوهى و جزو تيره ناژويات ( فر )
coniferes
است كه در جنگلهاى شمال ايران مىرويد . ارتفاعش يك تا دو متر است ، ميوه‌اش به بزرگى يك فندق و آبدار و به رنگ آبى تيره است . در پشت برگهاى اين گياه غده‌هاى ترشحى موجود است كه داراى بويى نامطبوع و طعمى تلخ است . چون در اثر پرورش و انتقالش به مناطق مختلف تغييراتى در شكل برگهايش و حتى دستگاهاى توليد مثل ظاهر مىشود ، از اين جهت شرح صفات ظاهرى اين درختچه به طور مشابه مختلف ذكر نشده
هامش
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 119 ؛ تحفه حكيم ، ص 11 ؛ فرهنگ داروها ، ص 12 .
( 2 ) - همان ، ج 1 ، ص 119 .
( 3 ) - تحفه حكيم ، ص 11 .
( 4 ) - المفردات ، ص 65 .