تارهاى پيله براى دوختن و بافتن مىسازند . « 1 » بهترين آن پيلههاى رشد كرده و كامل شده به رنگ زرد و به شكل رطب كوچك و چاق است كه كرمهاى اندرونى آن ، آن را سوراخ نكرده باشند ، معمولًا مورد مصرف اطباء اين پيله است . نوعى كه در كشور چين است ، بسيار نرم ، ملايم و كم ثبات ولى نوعى كه در ايران است محكم مىباشد . « 2 » آنچه در آب پخته ، نخ از آن كشيده باشند از قسم ابريشم خام نيست ، بلكه حرير عبارت از پخته آن با شكر است . « 3 » حرير از كرمى است كه بر درخت توت پيدا مىشود و از لعاب دهان ، براى خودش لانه درست كرده كه آن را ابريشم خام مىگويند . وقتى كه آن را صاف كرده با قيچى مىبرند ، ابريشم بريده مىگويند كه در هند به صورت دارو استعمال مىشود . رنگ آن زرد و سفيد ، داراى طعمى بى مزه و قدرى بودار است . « 4 »
اسم :
ابريشم را بريشم ، حرير ، قزّ و افريستم گويند . « 5 » به عربى : ابريسم ، به اردو ريشم ، به انگليسى :
مىگويند . « 6 » ابريشم اسم فارسى است ، به يونانى : برنى ، به سريانى : ستاريه و شاربا ، به تركى : ايپك ، به عربى : قزّ به هندى : ريشم نامند . بعضى ابريشم را آن مىگويند كه بگيرند قبل از آن كه كرم آن را بريده بيرون آمده باشد و اگر بعد آن بگيرند آن را قز نامند . « 7 » همدرد ، آن را به نام