مردمى باشد كه در دنيا به گمراهى تلاش كنند و گمان برند كار خوبى كنند ؛ مقام اخلاص بسيار و الا است و خطرهاى بسيارى هم دارد و بسيار دقيق است و تحصيل آن ، مشكل است ، و كسى كه جوياى آن باشد نيازمند دقّت نظر و مجاهدهء كاملى است و بايد بدانچه گويد ، خود عمل كند تا چون چراغى نباشد كه خود سوزد و براى ديگران فروزد .
( 1 ) 2 - راستگوئى :
از امام صادق ( ع ) روايت است كه : خدا هيچ پيغمبرى را نفرستاده مگر به راستگوئى و اداى امانت به امانتگذاران نيك و بد ( يعنى اين دو موضوع در دعوت هر پيغمبرى بوده است ) ، از ابى كهمش روايت شده كه گويد : به امام ششم ( ع ) گفتم : عبد اللَّه بن ابى يعفور به شما سلام مىرساند ، فرمود : عليك و عليه السلام ، هرگاه نزد عبد اللَّه رفتى سلام مرا به او برسان و بگو جعفر بن محمد مىگويد : ببين على ( ع ) از چه راه نزد رسول خدا ( ص ) تقرّب يافت ، آن روش را ملازم باش همانا على ( ع ) رسيد بدان مقامى كه رسيد نزد رسول خدا ( ص ) براى راستگوئى و اداى امانت ؛ و امام ششم ( ع ) فرمود : نگاه به طول ركوع و سجود مرد نكنيد ، زيرا بدان عادت كرده است و اگر دست از آن بدارد براى عادتى كه داشته به وحشت افتد ، ولى ملاحظه كنيد كه راستگو است و امانت را ردّ مىكند ؟
و بايد وعاظ از دروغ و افتراء بر خداى تعالى و حجج او و بر علماء اجتناب دارند و تدليس نكنند و به بهانهء زبان حال ، دروغ نقل نكنند ؛ از امام پنجم ( ع ) است كه خداى عز و جل بر شرّ قفلها زده و كليد آنها را مىخوارى نموده و دروغگوئى ، و
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 905
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٩٠٥