دانشمند و بصير خود را زير نظر داشت و با سياستى بىرحمانه بر آنها مىتاخت و آنها را با آهن و آتش مىگداخت و بىمحاكمه و بىحساب و ملاحظهء قانون و دستورات مردمى يا اسلامى آنها را مىكشت و تار و مار مىكرد و افسرانى سخت دل و بىهمه چيز مانند بسر بن ابى ارطاة استاد حجّاج آدمكش و زياد بن أبيه خونريز را بر جان و مال آنها حكمروا مىكرد و هيچ ملاحظه و انصافى مورد نظر نبود و مخالفين خود را در برابر يك شمشير برّان قرار داده بود .
از جانب ديگر ، دستگاه تبليغاتى بسيار وسيع و عمومى تشكيل داده بود كه اساس آن شعر شاعران و حديث محدّثان و تفسير مفسّران قلّابى و استفادهجو بود و هر روز و هفته و ماه آنچه را مىخواست از زبان شاعرانى كه اخطل نصرانى سرجنبان آنها بود از گفتهء محدّثانى كه ابو هريره مربّى آنها بود و از بيان مفسّرانى كه كعب الاحبار يهودى مدرّس آنان بود در بازار مسلمانان نشر مىداد بيست سال مدّت با فرصتى بود كه محيط اسلامى را به دلخواه خود درآورد و بنى اميّه را بر همه چيز مسلمانان مسلّط كرد و يزيد را به تخت حكومت نشانيد .
تنها حسين بود كه كمر همّت بسته و در انتظار فرصت نشسته تا اساس اين سياست سياه بيستساله را به هر قيمت شده واژگون كند و در سايهء مخالفت او راهى براى ديگران بازشود ، و به هم شكستن اين سياست هيجده ، بيست سالهء معاويه جز فداكارى و تحمّل مظلوميّت راهى نداشت و امام شهيد با تحمّل فجيعترين مصائب و بذل خون پاك
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٨٤