مىآيد . ثالثا صدائى كه از حنجره خارج شده است در حفرههاى گلو و بينى و دهان شرايط لازم براى توليد حركات و حروف كه بفرانسه آنها را ووايل و كنسون گويند پيدا مىكند خلاصه آنكه فضاهاى حلق و بينى و دهان بمنزلهء جعبهء تشديد « 1 » در آلات موسيقى بوده و حجم اين حفرهها دائما برحسب آوازها و صداهاى مختلف تغيير مىكند . اين تغيير حجم بواسطهء وجود اجزاء متحرك در مجاورت اجزاء ثابت پيدا مىشود . اجزاء متحرك عبارتند از شراع الحنك « 2 » و لهاة « 3 » ( كه با بالا و پائين رفتن ، راه بينى را كموبيش مسدود مىنمايند ) و زبان و لبها و گونهها و غيره ( كه بواسطهء حركاتشان در تغيير حجم فضاى گلو تأثير دارند ) ، اجزاء ثابت مثل سقف استخوانى دهان و حفرههاى بينى و غيره . حركات ( ووايلها ) اصواتى هستند كه پس از خروج از حنجره همينكه به فضاى حلق و دهان رسيدند بعضى از هارمونيكهاى آنها تقويت مىشود .
حروف ( كنسونها ) اصواتى هستند كه پس از خروج هوا از حنجره و رسيدن بفضاهاى نامبرده بمانع برخورد مىكنند بنابراين اينها اصوات تلفظى مقطوعه هستند . محل
هامش
( 1 ) -Caisse de resonnance( 2 ) -Voile du palais( 3 ) -Luette