صدائى است خشك و بيروح مثل چكشى كه بسندان مىخورد و فقط داراى خواص فيزيكى صوت يعنى شدت و ارتفاع است « 1 » ولى پس از خروج از حنجره و دخول در حلق و دهان و حفره هاى پيچدرپيچ بينى ، داراى كيفيات مخصوصى شده و در حقيقت مىتوان گفت روح پيدا مىكند بدين معنى كه اولا صوت اصلى كه در حنجره توليد شده بود در اين حفرهها تقويت مىشود ثانيا صدا طنين مخصوصى پيدا مىكند - طنين صوت را كه در فيزيك بنام
timbre
معروف است نمىتوان به خوبى تعريف كرد همينقدر اجمالا گوئيم كه بسيارى از اصوات ساده هستند مثل صدائى كه از نوسان يك دياپازون بوجود مىآيد و آنها را صداى اصلى گويند « 2 » ولى بسيارى از صداها مخلوطى از امواج صوتى ساده مىباشند مثل صدائى كه از ارتعاشات يك دستگاه موسيقى بوجود مىآيد ؛ در اين دستگاهها صداى اصلى با صداهاى فرعى « 3 » كه هارمونيك اصوات اصلى هستند آميخته شده و طنين مخصوصى توليد مىكنند . حنجره اگرچه تا اندازهء در ايجاد طنين صدا دخالت دارد ولى طنين بيشتر در گلو و حفرههاى بينى و دهان بوجود
هامش
( 1 ) -Intensite et amplitude des vibrations sonores( 2 ) -Son fondamental( 3 ) -Sons accessoires