را صادر كرده و باعث اسپاسم آن مىشود در نخاع شوكى واقع شده است و منظور ما در اينجا همين دخالت مستقيم نخاع در بروز حملات آسم بواسطهء وجود مركز فرنيك در آنست . من يقين دارم آقايان همكاران محترم تصديق خواهند فرمود كه توجه به اين مسئله براى ما اطبا كه امروزه مدعى هستيم از دخالت كليهء عوامل تشريحى و فيزيولوژيكى و مكانيسم فيزيوپا - تولوژيك امراض واقف مىباشيم در حال عادى مشكل است بلكه معمولا توجهى به اين مسئله نداريم و فقط متخصصين اهل فن و اطباء اهل تحقيق در موقع معاينهء بيمار مبتلا به آسم ضمن بررسى دخالت عوامل گوناگون در اين بيمارى وجود آفت در نخاع شوكى و تحريك مستقيم مركز فرنيك را در اتيولوژى آن مورد توجه قرار مىدهند و آيا شما باور مىفرمائيد كه ابن سينا عين اين استدلال را در بيمارى آسم نموده و دخالت مستقيم نخاع شوكى را به علت اينكه مبداء عصب فرنيك آنجا است در اتيولوژى اين مرض دخيل دانسته باشد ؟
ابن سينا پس از اينكه در اتيولوژى آسم دخالت مستقيم اعصاب و مراكز عصبى را طى جملهء « و قد تكون آلافة فى مبادى اعضاء التنفس من العصب و النخاع و الدماغ » شرح مىدهد ، راجع به دخالت مراكز عصبى مىگويد : « و اما
نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص١٣٣