واقع گردند ، مثلا حملات آسمى كه در تعقيب يك اضطراب يا هيجان عصبى بروز مىكند دخالت مستقيم مراكز عاليه عصبى را آشكار مىسازد و همچنين اگر بيمار نسبت به گل سرخ مثلا حساسيت مخصوص داشته و باصطلاح آلرژيك باشد هر موقع بوى اين گل بمشام او مىرسد حملهء آسم بروز خواهد كرد . البته در اينجا عمل رفلكس قوسى را طى كرده كه مبداء آن منتهااليههاى الياف عصب حسىترى ژومو كه در سطح مخاطهاى بينى پراكنده است بوده و پس از اينكه آثار عصبى از راه اين الياف بمراكز رفتند به اعصاب شهيقى منعكس گرديده و باعث تشنج عضلات تنفسى و مخصوصا ديافراگم مىشوند ولى همين بيمار بعدها ممكن است از ديدن گل سرخ حتى از ديدن گل سرخ مصنوعى نيز مبتلا به حملهء آسم شود .
در اينجا ديگر قوس رفلكس در كار نبوده بلكه فقط مراكز عاليهء عصبى مستقيما دخالت داشته و رفلكس نوع مخصوصى به خود مىگيرد كه به انعكاس شرطى
( Reflexe conditionnel )
موسوم است .
به همين ترتيب ممكن است نخاع شوكى
( Moelle epiniere )
مستقيما و مستقلا در بروز حملات آسم دخالت نمايد زيرا مركز فرنيك كه فرمان انقباض عضلهء حجاب
( Muscle nhrenique )