تنفسى واقع در بولب مىروند به اين مراكز اثر كرده و به اين وسيله حركات تنفسى را تغيير مىدهند » .
اولين نتيجهء كه از اين مطلب مىگيريم اينست كه در اختلالات دماغى ، نظم حركات تنفسى مختل شده و در بسيارى از موارد عسر النفس بروز مىكند و اين يكى از مواردى است كه فيزيولوژى بكمك پاتولوژى آمده و بنابراين در امتحانات بالينى هرگاه بخواهيم اختلال در نظم حركات تنفسى و من جمله عسر النفس را از لحاط فيزيوپاتولوژى مورد مطالعه قرار دهيم بايد عامل دماغى را نيز در ضمن ساير علل و عوامل در نظر آورده و دخالت مستقيم آن را در بروز اختلالات مزبور به حساب آوريم چنانچه امروزه كليهء دانشمندان اهل فن اين نكته را مورد توجه قرار دادهاند .
Hedon
در اينباره مىنويسد :
« اختلال نظم حركات تنفسى در امراض دماغى بوفور ديده مىشود » .
« Des alterations du rythme respiratoire se montrent frequemment dans les maladies cerebr - ales . »
Houssay
نيز در مبحث فيزيوپاتولوژى عسرالنفسها مىنويسد :