و عمل آن را منظم مىنمايد . حيوان بدون مغز و كسى كه سلول هاى مغزى او بواسطهء مرفين تخدير شده باشد و اشخاصى كه بيهوش يا نيمهخواب هستند ، داراى حركات تنفسى متناوب يا تنفس
Sheyne - Stockes
مىباشند و اگر آنها را از آن حالت بيرون آوريم تنفس آنها بواسطهء مداخلهء سلولهاى مغز مرتب مىشود . كودكان شيرخوار اغلب موقع خواب تنفس متناوب دارند و اگر در پهلوى آنها صدائى توليد كنيم بهطورىكه از خواب عميق بيرون آيند ولى كاملا بيدار نشوند تناوب حركات تنفسى آنها از بين مىرود » .
اين موضوع ، يعنى دخالت دماغ و ارادهء آدمى در حركات تنفسى طبيعى ممكن است در بادى امر يك مسئلهء ساده به نظر آمده و ما هيچگونه اهميتى براى آن قائل نشويم ولى همين موضوع ساده چنانچه امروزه در كليهء كتب فيزيولوژى مىنويسند بسيار جالب توجه و حائز اهميت است زيرا اساس يك سلسله اختلالاتى كه از لحاظ فيزيوپاتولوژيك در حركات تنفسى بروز مىكند منشاء و مبداء آن دماغ مىباشد اين نكته از نظر دقيق و تيزبين حكماى قديم نيز دور نبوده بلكه آنها ابتدا متوجه اين مطلب شده و دانشمندان اروپا آن را از كتب قديم اقتباس نمودهاند . ابن سينا در فصل هفتم از كتاب سوم قانون تحت عنوان « كلام كلى فى التنفس » مىنويسد :