مردمان و تلفكننده و منهدم سازندهء خزانه و اندوخته دولتها و مملكتها هستند . اين پتيارگان و بيشرمان حتى به دستمزد ناچيز كارگران و زحمتكشان و چند درهم و دينار صرفهجويى اندوخته مستضعفان و مستمندان نيز چشم طمع دوختهاند تا آنها را به لطايف الحيل ، از چنگهاى لاغر و استخوانى و لرزانشان بربايند و به جيب و كيسهء خود بريزند . و ظواهر امر را چنان با زبردستى و چابككارى و چستى و چالاكى مىآرايند و بزك مىكنند كه اين غارتگرى و آدمكشى بر هيچكس آشكار و هويدا نيست مگر هنگامى كه به منطوقهء آيهء وافى هدايه ( اللهم اشغل الظالمين بالظالمين ) ، بر اثر رقابتهاى تجارى ، خود خود را لو دهند و از روى خبائث افكار و دنائس آثار و ذمائم اعمال و رذائل اسرار يكديگر پرده برگيرند . در اين هنگامههاى تبلى السرائر و الضمائر معلوم شود كه اين نابكاران ، براى حصول مقصود و وصول به مأمول خويش يعنى آب كردن بنجلهاى دارويى در بازار آشفتهء پرمشترى جهان و به چنگ آوردن سرمايههاى كم يا زياد ، چه حيلهها به كار برند و چه دروغها بپراكنند و به چه كارهاى ناروا و ناسزا دست يازند و چگونه مقامات رسمى و مسئول را با ميهمانيها و ميزبانيهاى شبانه و روزانه و به دستيارى و پايمردى عشوهها و رشوهها با مقاصد شوم و نيات پليد خويش همراه و همساز و همگام و هممرام سازند ! ولى افسوس كه بر هويدا گشتن نهفتهها و فاش شدن رازها فايدهاى و سودى مترتب نخواهد بود ، زيرا داروهاى ناسودمند و يا زيانآور ، بموقع خود ، به مصرف رسيده و در رگ و ريشهء بيماران بيچاره جاى گرفته و تا به مغز استخوانشان فرورفته و آنچه فساد و تباهى داشته انجام داده و مال و سرمايه نيز به هبا و هدر رفته است ! بنابراين بنا به مثل معروف بايد علاج واقعه قبل از وقوع كرد و ريشه فساد و تباهى را از بن بريد و بركند .
سررشته بايد گرفتن به بيل * چو پر شد نشايد گذشتن به پيل
هرگونه سهلانگارى و سستكارى در اول واقعه موجب سختى و صعوبت آخر و فرجام است كه بهنگام پريشانى ، پشيمانى ديگر سود نخواهد داشت .
كار را سخت كند شيوهء سهلانگارى ، * مايهء مرگ تبى ، پايهء جنگى سخنى است !
آن حريقى كه فروبرد لهبش همهء شهر ، * در ازل ، آشپز مطبخى پيرزنى است !
گاهى محققانى معدود و انگشتشمار پيدا شوند كه از منافذ دژهاى تسخيرناپذير تشكيلات مافيايى تراستها ، به هفتخوان رموز و اسرار آنان كه نشانههايى كامل از چپاول و غارتگرى است پى برند و در نتيجه موفق شوند كتابى بعنوان تراستهاى دارو « 46 » در
هامش
( 46 ) .Trusts du medicament , par Charles Levinson 1974 Sevil