جهانى را به حيرت و شگفتى و تأسف واداشت . و به علت همين مرگهاى ناگهانى و سكتههاى قلبى به تعداد بىاندازه و باورنكردنى است كه سازمان بهداشت جهانى بيمارى تصلب شرايين را بعنوان يك ( فاجعه ) همانند بلاى آسمانى تلقى كرده كه به صورت همهگير درآمده و در تمام طول تاريخ بشر نظير نداشته است و هاريسون وفور اين مرگهاى ناگهانى را در جهان متمدن غرب يكى از بزرگترين مسائل پزشكى معاصر دانسته است .
يك اشتباه و بىتوجهى توسط استادان بيماريهاى قلب و عروق كه مدت 30 سال ( از سال 1940 تا 1970 ) باعث وقفه در پيشرفت دانش پزشكى ( در بخش بيماريهاى قلب و عروق ) شد .
آرى متأسفانه استادان فن براى كشف پيشگيرى و درمان چنين بيمارى خطرناكى مرتكب يك اشتباه و غفلت شدند كه مدت 30 سال جريان پژوهش دربارهء تصلب شرايين و عوارض خطرناك آن را عقب انداخت . براى پى بردن به اين اشتباه بايد به عقب برگرديم و به كتابهاى پزشكى سال 1940 مراجعه كنيم .
در كتاب درسى بيمارىشناسى پزشكى « 14 » تأليف پرفسور بزانسون « 15 » و چند استاد دانشمند ديگر مجلّد 4 بيماريهاى قلب و عروق چاپ 1940 صفحهء 843 چنين آمده است :
« اهميت روزافزون بيماريهاى قلب و عروق در اجتماعات كنونى توجه دانشمندان را به وخامت و تلفات حاصله از اين بيماريها جلب كرده و مرگومير از امراض قلبى سال به سال افزايش مىيابد . دانشمندان كشورهاى مختلف جهان براى جلوگيرى از ازدياد روزافزون اين بيماريها همه ساله مرتبا كنگرههاى بين المللى تشكيل مىدهند . در بين اين بيماريها آنژينهاى صدرى « 16 » از همه خطرناكتر است . »
مؤلف كتاب مزبور دو عامل را بيش از همه در ازدياد روزافزون آنژينهاى صدرى مؤثر مىداند و براى توضيح پيرامون آنها چنين مىنويسد :
« عامل نخست اينكه در تشخيص بيماريهاى قلب و عروق پيشرفت حاصل شده است ، عامل ديگر ازدياد سن متوسط افراد بشر در جهان كنونى است ، زيرا سن متوسط در سال 1920 بالغ بر 54 سال و در سال 1930 بالغ بر 5 / 59 سال بود و حال آنكه در سال 1880 برابر با 42 سال و در سال 1790 برابر با 30 سال بوده است ، و به اين جهت در حال حاضر دستگاه قلب و عروق فرصت بيشتر براى پير شدن دارد ، درحالىكه بيماريهاى كودكان و بالغان در ادوار گذشته
هامش
( 14 ) .Pathologie Medicale( 15 ) .Prof . Bezancon( 16 ) .Angor pectoris