جراح هدايت كردم . به حكم مشورت با من به آقاى پروفسور اشميتال جراح آلمانى مقيم تهران مراجعه كرد و به او گفت پزشك معالجم مرا نزد شما فرستاده است . پروفسور اشميتال پس از معاينه دقيق و رسيدگى كامل بيمارى را واريس عمقى تشخيص داده و اظهار داشت تنها راه چاره عمل جراحى و برداشتن رگ گشاد شده مىباشد . ضمنا توسط همين بيمار تقاضاى ملاقات از من را كرد .
مريض با كمال تأثر و كدورت به نزدم بازگشت و گفت پروفسور اشميتال پس از رسيدگى و دقت زياد چاره پاى مرا عمل جراحى دانسته و گفته است رگى كه اتّساع يافته و باعث ورم و سنگينى و درد مىشود بايد برداشته شود . به او گفتم هيچ اندوه و ناراحتى به خود راه مده ، من پاى شما را معالجه مىكنم و پس از آن شما را نزد آقاى پروفسور اشميتال مىفرستم تا قدرت طب قديم و اثرات داروهاى طبيعى را به چشم ببيند .
سپردم روزى يك قاشق سوپخورى خاكشير بخورد ، و نيز عصاره تخم خربزه ، تخم گشنيز و تخم كدوى شيرين را بعضى روزها تهيه كرده و ميل كند . لينت مزاج را كاملا رعايت نمايد . از خوردن قهوه ، شكلات ، گوجهفرنگى ، اسفناج ، گوشت مانده ، ماهى ، عدس ، خوراكهاى شور و تند خوددارى ورزد .
بيمار مرتبا از دستور پيروى مىكرد . در نتيجه ورم پا رو به نقصان گذاشت و روز به روز سبكتر و باريكتر شد . مىگفت قبل از خوردن خاكشير چند صد قدم كه راه مىرفتم پايم سنگين مىشد و درد مىگرفت . راه رفتن برايم بسيار دشوار بود حال بيش از سه كيلومتر راه مىروم و تازه پس از اين مقدار راه احساس خستگى و اندك ناراحتى در پا مىكنم . با رعايت دستورات به تدريج راه رفتن بر خلاف پيش برايش آسان و سهلتر گرديد . ديگر آن ترس و اضطراب رفع و به معالجه خود كاملا اميدوار شد تا آنكه تقريبا پس از چهل روز پيروى از دستورات و مداواى من در يك مهمانى در شهر ساوه چلوكباب مفصّلى خورد در نتيجه بثورات زياد شبيه جوشهاى سيفيليس در سر و بدن او پيدا شد . فورا از ساوه خود را به تهران نزد من رسانيد . علت را از مسموميت و عدم كفايت و ضعف كبد تشخيص دادم . فلوس خوراكى و جوشاندههاى ديگر براى رفع مسموميت و
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: عبد الله احمديه
ص٢٤٨