تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

يادداشت نخستين تجربه

در هنگامى كه هنوز جوان و محصل طب بودم تابستان را در ييلاق پدرى مىگذراندم . در آنجا زنى كه بيش از چهل سال داشت به نزدم آمد . اظهار داشت سه ، چهار سال است عادت ماهانه‌ام بند آمده و از آن زمان چشمهايم تار گشته و به درستى نمىبينم . حالات گرفتگى ، كسالت ، سنگينى سر و دردهاى جوراجور در نقاط مختلف بدنم حس مىكنم . من تا آن هنگام هنوز هيچ طبابتى نكرده و به درستى چيزى از معالجات بلد نبودم ولى در گياه‌شناسى طبى خوانده بودم كه « صبر زرد » خون را از مغز به پا مىرساند ، ازاين‌رو به قدر يك گرم صبر زرد به او خورانيدم . اين دارو را يك بار ديگر هم برايش تكرار كردم . قاعده باز و عوارض مذكور همگى بر طرف گرديدند . . . و اين در واقع اولين معالجه‌ام بود .