دارم كه در كودكى بسيار بشاش و با روح ولى بىاندازه حساس بودم .
در فروردين 1330 به بيمارى كهير مبتلا شدم . در آغاز ، اين بيمارى بسيار سخت بود .
روزهاى اول مخصوصا شبها خارش شدت مىيافت و سرتاسر بدنم تاولهاى درشت مىزد . بعد از تزريق آمپولهاى كلسيم و ويتامين ب كمپلكس و خوردن
Salvitae
و داروهاى ديگر از شدت بيمارى كاسته و كمكم حالم بهتر شد . قبل از شروع اين بيمارى بسيار ضعيف شده و اشتهايم خيلى كم شده بود . با مداوا حال عمومىام بهبود يافت ولى اين مرض مرتفع نگرديد . گاهى شدت و گاهى ضعف داشت . طبيبى دستور داد براى تقويت عمومى بدن و اعصاب در اول هر پائيز آمپولهاى كلسيم و ويتامين ب تزريق كنم . اين معالجات تا اندازهاى سودمند واقع مىشد و كهير خيلى كمتر گرديد ولى چهار تا پنج روز قبل از عادت ماهانه تاولهاى قرمز مخصوصا روى دستها و پاهايم مىزد . بعد از عادت نيز آثار كهير ديده مىشد و اعصابم سست مىگشت . اين بيمارى از فروردين 1330 تا آبان 1334 بدين منوال ادامه يافت تا آنكه به شما مراجعه كردم . . . »
- با توجه به حالات او نسخه جوشاندهاى مركب از بابونه 1 ، افسنتين رومى 1 ، پوست بيد 3 و ريشه ايرسا را دادم كه 7 بار از آن استفاده نمايد .
- در تاريخ 23 / 8 / 34 بار ديگر به نزدم آمد . اظهار داشت بعد از خوردن اين جوشانده وضع عمومى بدنش بهتر شده و تقويت نسبى يافته است . صبحها موقع برخاستن از خواب آن گرفتگى بدن و سنگينى سر را احساس نكرده ، صبحانه را با اشتهاى بيشترى خورده است . از پيادهروى كمتر خسته مىشود . در كلاس درس كمتر كسل مىگردد . البته در اين مدت طبق دستور از مصرف گوشت سرخكرده ، ادويه و شيرينىهاى بازارى نيز پرهيز كرده است .
در معاينه ، خستگى و مختصر دردى را كه در ناحيه معده در اثر فشار دست حس مىكرد رفع شده بود .
نسخه زير را نوشتم :
جوشانده مركب از بابونه 1 ، بسفايج 3 ، پوست بيد 3 ، جنطيانا 1 و ريشه ايرسا 2 ل