بانوى مزبور نسبتا تنومند و قدش به نسبت كوتاه بود . مزاجى بلغمى داشت . در واقع با خوردن داروهاى شيميائى تحريك در اعمال كبد او پديد آمده و به اين حال افتاده بود .
در تاريخ 16 / 4 / 37 يك بار ديگر در اثر خوردن غذاهاى نامناسب باز مختصر جوش و پوسته در بدنش پيدا شده بود ، فورا به من مراجعه كرد . با خوردن فلوس ترش و جوشاندههاى « خنك » و شيره خنكهاى مناسب رفع عارضه او گرديد . ضمنا ضمادى از گل خطمى و نشاسته براى نوك پستانهايش تجويز كردم كه در رفع جوشها مؤثر واقع شد . خارش او نيز با مالش سركه بر طرف گرديد .
بيمار بيست و چهارم ( پوست - زنان )
* در تاريخ 7 / 8 / 34 دوشيزه الميك آ . 26 ساله به مطب آمد . اظهار داشت مدت پنج سال است كه به كهير مبتلا شدهام . در عرض اين مدت پيوسته مشغول معالجه بودهام . اين كهير مثل اينست كه بستگى به عادت ماهانهام دارد ، زيرا در اين مواقع معمولا بروز مىكند پس از رسيدگى و تحقيق طبق قواعد پزشكى سنتى علت را از وجود « سودا » در بدن تشخيص دادم . نسخه زير را برايش نوشتم :
1 -
Extrait de L'ovaire
20 سانتىگرم ( روزى 2 عدد )
2 - جوشانده بابونه 1 ، افسنتين رومى 1 و پوست بيد 3 ل
سپردم چگونگى پيدايش اين بيمارى و شرح حال خود را در اين باب نوشته و برايم بياورد .
- در تاريخ 15 / 8 / 34 به مطب آمد . گفت بعد از خوردن جوشاندهها روز اول و دوم چنين احساس كردم كه كمى ضعيف شدهام ولى روىهمرفته اشتها و ميلم به غذا كمى بهتر شد . ضمنا كهيرها تا اندازهاى كمتر گرديدند .
شرح زير نوشته اوست :
« . . . پدر و مادرم مرض قابل توجهى نداشتهاند . مادرم بسيار بردبار و صبور است . من تا 15 سالگى فقط به سرخك ، گريب و بيمارىهاى دوران كودكى دچار شدهام . به ياد