بود . او شرح حال خود را اينطور بيان داشت : « در حين راه رفتن احساس وجود بادى در كمر و بدن مىكنم ، بايد چند ساعت استراحت نمايم تا رفع شود . اخيرا حامله شدم ، بچه هشت ماهه سقط شد . بعد حالم بدتر گرديد . از آن زمان روز به روز سنگينتر مىشوم . با همه معالجات ، عضلات و مفاصل بدنم درد دارند . مخصوصا صبحها بعد از بيدار شدن در پشت كمر احساس دردى مىكنم كه به طرف پا و اندامهاى ديگر امتداد مىيابد . تا مدتى نمىتوانم حركت كنم . بعد رفع مىشود . »
معاينه - در معاينه ، بدن زياده چاق و بيش از حدّ انباشته از مواد لزج و بلغمى بود .
طبيعت او مرطوب ( سرد و تر ) مىنمود . دور كمر بيمار 129 سانتىمتر بود .
درمان - نسخه زير را برايش نوشتم :
1 - جوشانده مركب از بوزيدان 1 ، ريشه ايرسا 2 ، بابونه 1 و اكليل 1 ل
2 - عصاره تخم خردل 3 ، تخم شويد 3 و تخم گشنيز 2 ل
3 - حب مركب از صبر زرد 3 ، مقل ازرق 1 ، مصطكى 1 و زعفران 1 ل ( روزى 6 دانه )
- در تاريخ 20 / 9 / 32 اظهار داشت لينت مزاج و پيچش در او پيدا شده است . اين اثر استفاده از صبر زرد بود . گفتم آن را نخورد و دستور زير را برايش نوشتم :
1 - جوشانده مركب از بوزيدان 1 ، بسفايج 3 و بابونه 1 ل .
2 - عصاره تخم گرمك 2 و تخم خربزه 3 ل .
3 - مقل ازرق 2 / 1 ل .
- در تاريخ 22 / 9 / 32 آزمايش ادرار ، « سيلندر گرانوله » و اثرى از آلبومين را نشان مىداد .
داروها تكرار شدند . ضمنا دستور دادم مقل ازرق را روزى 1 مثقال بخورد . همچنين يدويدوردوپتاسيم تجويز كردم .
- در تاريخ 26 / 9 / 32 بهبود در حال او پديدار شد . مزاج او سابقا روزى يك بار ، و حال روزى دو بار عمل مىكرد . هر بار هم مقدار مدفوع بيش از پيش بود . شبها به هنگام خواب درد داشت . اين درد بر طرف شده و ضمنا ادرارش هم بيشتر گرديده بود . دستور
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٢٧