تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
بادرنجوبه ، افتيمون شامى ، بابونه و پوست هليله زرد مىدادم . رفته‌رفته لينت مزاج بهتر و طبيعى گرديد . پس از چند روز بينى باز و آب جارى گرديد . سردرد بر طرف شد . سپس حب " ع " دادم . بيمار اظهار داشت اين دارو حالت انبساط و چشم‌پوشى در من ايجاد مىكند و تحملم را در برابر ناملايمات بيشتر مىنمايد . دستورات لازم ديگرى براى استفاده از خاكشير و بعضى شربت‌هاى مقوى نيز دادم پس از يك سال از حال او آگاهم كردند كه صحيح و سالم شد . حال او كاملا طبيعى است و هيچ‌گونه شكايتى از او نيست و رفتارش عادى مىباشد . * * * در تاريخ 26 / 2 / 28 آقاى آلفرد كنستانتين ى . كودك 10 ساله را به مطب آوردند . پيشينه ارثى : پدر به سردرد ارثى مبتلا مىباشد ولى مادر سالم است . پيشينه شخصى : بيمار در كودكى بسرخك و مخملك دچار شده . دو سال پيش بگلودرد مبتلا گشته و چند روزى طول كشيده تا بهبودى يافته است . داراى حالى عصبى است و زود از جا درمىرود . مدتى است بسردرد مبتلا شده كه گاه خفيف و زمانى شديد است . هميشه سرش سنگين مىباشد و همين عارضه موجب فراموشكارى او گرديده است . هرگونه درمانى بىاثر واقع شده . در زمستان 1327 روى پاى چپ و قوزك آن ورم كرده و رفته‌رفته زيادتر شده است . از آن هنگام هر روز درجه حرارت بدن او از صبح تا ظهر سه چهار عشر بالا مىرود . مداواى زيادى كرده . تزريق پنىسيلين نموده ولى اثرى نبخشيده است . به تصويب متخصصين پاى او را گچ گرفتند . پس از يك ماه زانو و شست راست او ورم كرد معلوم شد روماتيسم است لذا پس از يك ماه گچ را برداشتند . بيمار را براى تشخيص نزد بسيارى از پزشكان معروف بردند جز بيمارى مفاصل چيز ديگرى تشخيص ندادند . معاينه - رنگ صورت و بدن هر دو پريده و گوشت بدن آماسيده به نظر مىآمد . بيمار به ضربان قلب مبتلا بود به نحوى كه در راه رفتن به نفس‌تنگى و تپش قلب مىافتاد . سينه خفه و صداى آن عادى نبود . مانند آنكه مانعى در همه جاى سينه باشد . قلب آهنگى غير طبيعى و وقفه داشت . در بالا رفتن از پله‌ها نفس يارى نمىكرد . روماتيسم نيز اثر خود را روى قلب ظاهر ساخته بود . زبان ناپاك بود و تخليه كامل واقع نمىشد . روده دچار تشنج بود و همين خود در پيشرفت بيمارى كمك زيادى مىنمود . بينى خشك و اثرى از رطوبت در آن ديده نمىشد . بيمار اظهار مىداشت كه سرش هميشه گرفته و سنگين بوده و درد دارد و ميزان آن‌گاه كم و زياد مىشود . لوزتين متورم