تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
مىآمده . در كرج آب سرد زيادى بسرش ريختند . خون بند آمد . از آن پس ديگر به رعاف دچار نگرديد . در عوض بينى خشك شد و موجب ناراحتى او فراهم شد . گاه مخصوصا مجبور مىگرديد دستمالى را تر كند و بر بينى گذارد تا اندكى راحت شود و بخوابد . گاهى آب زرد رنگى از ته بينى سرازير مىشد و مقدارى از آن ترشح مىكرد و مقدارى در وسط بينى مىماند و منجمد مىگرديد و بوى مخصوصى داشت چون آن را مىكند اندكى خون جارى مىشد . امسال سومين زايمان چهل روز خون‌ريزى داشت كه 20 روز آن طبيعى و 20 روز ديگر غير عادى ( هموفيلى ) بود كه بعدا قطع شده است . پنجاه روز پس از وضع حمل ميان او و شوهرش گفتگوهاى تندى ردوبدل شد در نتيجه خروش و هيجان بخون‌ريزى رحم دچار گرديد . چهل روز پيوسته خون زلال قرمز ترشح مىشد . ولى خونريزى زيادتر گشت . با خوردن سنبل الطيب و ترك ارگوتين حالش بهتر و با استفاده از كلسيم عارضه منتقى شد . پس از آن به انجام امور خانه پرداخت . پانزده روز بعد كم‌كم بناى پرگوئى را گذارد و باختلال مشاعر و حالت روانى دچار شد كه رفته‌رفته اين وضع شدت مىگرفت . در اين ايام شبى شوهر او با حالتى عصبى وارد منزل شده او را با خشم از خواب بيدار نمود . نزاع سختى بين آن دو درگرفت به نحوى كه همسرش به قصد كشتن او برآمد . با ميانجيگرى اطرافيان دعوا پايان پذيرفت ولى حال عصبى خانم شدت يافت تا آنكه منجر به جنون واقعى و هيجان گرديد . بيمار را به تهران آوردند و به آسايشگاه اعصاب برده بيش از يك ماه در آنجا تحت درمان قرار گرفت . از ميزان هيجان او كاسته گرديد . حرفهاى بىربط و ناسزا خيلى كمتر مىگفت ولى مشاعر او كامل نبود . باندك حرف و موضوع جزئى از جا درمىرفت جيغ مىزد و فرياد مىكشيد و فحش مىداد . به علت ناكافى بودن بودجه بيمار را از آسايشگاه خارج نمودند . در تاريخ 1 / 10 / 27 بيمار را به مطب اينجانب آوردند . پس از رسيدگى و تحقيقات علت عمده را از خشكى بينى چپ كه ترشحى نداشت دانستم ( بواسطه گريپى كه سابقا بدان دچار شده بود بخشى از مجراى استخوان پرويزنى مسدود گرديده و سموم مترشحه ميكروبهائى كه در آنجا مانده بودند موجب تحريك مىشدند . غالبا نيمى از پيشانى چپ و گاه همه سردرد داشت و همين امر بيشتر اسباب مزاحمت او را فراهم مىكرد . ) بيمار اكثرا يبوست داشت . لينت مزاج كافى نبود و اين امر مزيد بر علت مىشد . بيمار ضمنا داراى " طبعى سرد " بود .

درمان

روزها روغن احمديه به بينى او مىريختم . جوشانده‌اى از بسفايج ، اسطوخودوس ،
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 210 | عبد الله احمديه