تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
روغن گل چهل و چهار درم اول سرب را با سيماب گره داده سرد نموده همچون غبار بسايند بعده انزروت را سائيده داخل كنند و برهم زنند پس از آن كندر بعد از آن هر دو بول پس زنگار و بهروزه اضافه نموده مجموع را سحق نمايند چنان كه سرمه‌سا شود انگاه قدرى پياز در روغن ماده گاو سوزانيده صاف كنند و موم در آن گداخته ادويه را ممزوج ساخته در هاون بدسته بمالند و بردارند و عند الحاجت با پنبه يا لتهء كهنه بر زخم بگذارند ان شاء اللّه تعالى همان يك عمل كافىست

مرهم جهت دفع خارش و براى آتشك نيز فايده دارد

صفت آن

كتهء سرخ كتهء سفيد صندل سرخ صندل سفيد مرداسنگ هر يك دو توله كافور چينى سه توله روغن گاو خالص نيم پاؤ يك‌صد و يك مرتبه به آب شيرين بشويند و ادويهء مذكوره را آميخته حل نموده طيار كنند و موافق احتياج بر خارش و آتشك هر روز ماليده باشند در يك هفته بر طرف شود

نوع ديگر كه براى خارش مفيد و مجرب

صفت آن

سيماب دو توله نيله تهوتهه شش ماشه حناى خشك نيم پاؤ روغن ماده گاو پاؤ آثار همه اجزا را در ظرف آهنى با دستهء آهنى تا چهار پاس حل نمايند بعده در آفتاب نشسته بر بدن خوب بمالند بعد چهار گهرى آرد نخود به آب سرشته بر بدن ماليده از آب سرد غسل نمايند همين‌سان سه روز كنند

مرهم خام براى جرب تر و خشك و بثور خارشناك مجرب حكيم نجيب الله خان

صفت آن

مرداسنگ كافور دانهء الايچى سفيد هر يك شش ماشه سائيده بروغن زرد يك صد و يك بار شسته آميخته بر جرب بمالند هر قدر كه خوب بمالند انفع باشد

نوع ديگر

[ صفت آن ]

رسكپور كافور مرداسنگ نوشادر توتياى سبز بريان مساوى باريك سائيده در مسكهء گاو كه يك‌صد و يك بار شسته باشند آميخته در آفتاب نشسته بر بدن مالند

مرهم فرنگ براى جراحت آبلهء فرنگ و هر زخم تير و تفنگ و دمل و غيره زخمها كه باشد به شود از بياض اوستاد مغفور

صفت آن

كافور سنگ جراحت هر يك دو ماشه مرداسنگ يك ماشه توتياى كرمانى يك توله كتهء سفيد چهارده ماشه رال يك توله موم كافورى يك درم روغن گاو پانزده درم ادويه را سائيده از پارچه گذرانيده روغن گاو گرم كرده موم گداخته بعده ادويهء مذكور حل كرده از هفت آب بشويند و در ظرفى چينى نگاهدارند و بر لتهء كهنه گذاشته بر زخم نهند در چند روز به شود

مرهم رسكپور كه جهت آتشك عديل ندارد و قروح خبيثه را مندمل مىسازد و مسكن وجع‌ست

صفت آن

دم الاخوين سه ماشه رسكپور شش ماشه با هم سائيده در روغن زرد كه يك صد و يك بار به آب شسته باشند ممزوج نموده به كار برند و آنچه مائيت از دوا جدا شود دور كرده باشند و بعد از استعمال اين مرهم كه گوشت صالح برويد زرور مناسب به عمل آرند

مرهم شنگرف كه بارها بتجربه رسيده و جراحت را زود باصلاح آرد

صفت آن

شنگرف نيمدام رال يك دام نيله تهوتهه از دو سرخ تا چهار سرخ بريان كرده روغن كنجد يك دام ادويه باريك سائيده بروغن آميخته ده بار به آب بشويند و به كار برند

مرهم مخترع حكيم غلام نجف براى زخم آتشك

صفت آن

موم سفيد دو توله بروغن گل پنج توله گداخته پنج مرتبه به آب شسته گل ارمنى دم الاخوين سفيدهء كاشغرى مرداسنگ كاغذ سوخته سنگ جراحت چهال نيب سوخته سپيارى سوخته هر يك دو ماشه باريك مثل سرمه سائيده در آن آميزند و به كار برند

ايضا براى آتشك مجرب و بىنظير

صفت آن

سنگ جراحت پكهان بيدسنگ پليته هر يك شش ماشه مرداسنگ يك نيم ماشه رسكپور دو توله همه را باريك سائيده در روغن گاو سه توله كه شسته باشند آميخته باستعمال آرند