اقاقياى مغسول هر يك يك درم گلنار كاغذ سوخته هر يك دو درم سفيداب سه درم موم زرد هفت درم روغن گل بست درم بدستور مرهم سازند و طريق غسل اقاقيا آنكه اقاقيا را كوفته در كهرل انداخته به آب خوب بسايند و آبش سه بار تبديل سازند و آنچه به ته نشيند خشك كرده به عمل آرند
مرهم براى جراحت غايرهء آبلهء چيچك در اواخر آن مستعمل
صفت آن
رال سفيد دو توله باريك سائيده در روغن ياسمين چهار توله آميخته خوب بدست بمالند چون يك ذات شود چهار توله آب خالص داخل كرده بدست خوب بمالند و برهم زنند هرگاه يك ذات شود چهار توله آب خالص ديگر انداخته بشويند تا يكصد و يك بار اكثر و كمتر پنجاه و يك بار پس نگاهدارند و بر زخم بر پارچه نهاده چسپانند
ايضا كه براى همين فائده بتجربه رسيده
صفت آن
برگ نيب به قدر چهار توله سائيده قرص نموده در نيم پاؤ مسكهء گاو تازه بسوزند پس قرص برآورده روغن صاف كرده اقل هفتبار به آب بشويند و اكثر بست و يك بار پس مرداسنگ شش ماشه باريك سائيده آميخته مرهم سازند و به كار برند
مرهم نافع بثورى كه هرگاه رطوبت آن هر جا كه برسد بثور ديگر پيدا شود و مكرر به عمل آمده
صفت آن
روغن تلخ شش دام كميله بابچى سوخته هر واحد يك دام حنا نيمدام فلفل گرد سه و نيم ماشه مرهم سازند
مرهم شقاق از مجربات صاحب تحفه و در كجى ناخن و تقشر آن و شقاق لب و اطراف و حكه و جرب و زخم آتشك آزموده است
صفت آن
علك البطم يك جز پيه بز چهار جز در قدر مضاعف گداخته استعمال نمايند و گاهى زوفاى تر سه جز مصطگى مقل هر يك دو جز موم سه جز نيز مىآميزند و علك سه جز و پيه دو جز مىگيرند
ايضا دافع شقاق پاشنه يعنى بنوائين
صفت آن
رال روغن زرد هر واحد يك دام موم پاؤ دام اول روغن داغ نموده در آن موم گداخته رال آميزند و نگاهدارند و پاها را خوب شسته در زخم پر كنند در روز سه چهار مرتبه و در نسخهء ديگر رال يك جز موم نيم جز روغن چهار جزست
مرهم رال كه براى حرق نار و رويانيدن گوشت صالح و دفع گوشت فاسد و براى جراحات كهنه و زخم آتشك و ناصور مجرب
صفت آن
كافور قيصورى رال كات هندى هر يك چهار مثقال كوفته بيخته روغن گاو تازه مساوى مجموع در ظرف آهنى گداخته اول رال را ريخته دو سه جوش دهند پس كات را بدستور پس كافور بريزند و ديگر جوش دهند پس از آتش فرود آورده به كار برند
مرهم نوره از علوى خان سوختن آتش و اكله را نافع است
صفت آن
نوره هفت مرتبه به آب شسته موم سفيد هر يك پنج مثقال مرداسنگ خبث الفضه سفيداب ارزيز شسته اقليمياى شسته هر يك يك مثقال روغن گل بست مثقال و در نسخهء ديگر سفيدهء تخم مرغ و دم الاخوين عوض خبث الفضه و اقليميا داخل است
نوع ديگر
[ صفت آن ]
آهك آب نارسيده هفت بار بشويند و خشك كنند چنان كه در هر شستنى يك ساعت در آب همى گذارند چهار جز روغن گل يا روغن چنبيلى شش جز موم سفيد دو جز سفيداب قلعى يك جز همه را با هم آميخته كفمال كنند و به كار برند
مرهم زرد كه در تنقيهء چرك و گوشت مردار و اندمال زخم عتيق از مجرباتست
صفت آن
اجمود سنگ بصرى كات سفيد قنبيل نيله تهوتهه بريان مرداسنگ هريك پنج ماشه موم زرد دو دام روغن كنجد چهار دام بدستور مقرر مرهم سازند و شش مرتبه در آب بشويند
مرهم كه اقسام جراحت مثل زخم بغل و غيره را معمولست
صفت آن
رال گل ه هر واحد يك دام توتياى سبز چهار سرخ روغن شيرين به قدر حاجت ادويه سائيده همراه روغن كهرل نمايند تا بقوام مرهم آيد
[ مرهم آبى كه به آب درست مىشود ]
مرهم آبى كه به آب درست مىشود و چيزى از دسومات ندارد و بجميع