تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
مغز تخم كدوى شيرين مغز بادام كشنيز مقشر هر يك چهار درم تخم خشخاش سه درم گاو زبان دو درم چوبچينى نيم پاؤ قند سه چند

معجون شاهتره دافع فساد خون و گرمى مزاج و مفيد جرب و حكه

صفت آن

پوست هليلهء زرد و كابلى پوست بليلهء آمله برگ سرپهوكه هليلهء زنگى هر واحد توله شاهتره دو توله چرايته اصل السوس هر يك دو درم تخم خشخاش دو مثقال به روغن گاو چرب كرده بسه چند قند بقوام آرند

معجون كه براى تصفيهء خون و رفع حدت صفرا به كار مىآيد

صفت آن

عناب آلوبخارا هر يك ده دانه تمر هندى چهار توله شاهتره كشنيز خشك مقشر هر يك دو توله شب در آب خيسانيده صبح بجوشانند چون چهارم حصه بماند صاف كرده به يك نيم پاؤ شكر بقوام آورند و بعد قوام اين ادويه طباشير بنفشه هر يك دو درم گل سرخ زرشك تخم كاهو تخم كاسنى هر يك يك درم زرشك را در گلاب حل كرده ادويه ديگر كوفته بيخته داخل كرده معجون سازند و اگر در عرق كاوى قوام نمايند بهترست

معجون نيب دافع جذام و حذر و فساد خون و مواد آتشك و معمول

صفت آن

پوست شاخ نيب پوست بيخ نيب برگ نيب پوست شاخ انجير دشتى هر يك چهار درم شاهتره كشنيز چرايتهء تلخ پوست هليلهء زرد و كابلى پوست بليله هليلهء سياه شيطرج گل سرخ باديان سناى مكى بسفايج درونج هر يك دو درم كوفته بيخته بسه چند شهد بسرشند شربت توله و در خوردن اين از ترشى و بادى پرهيزند و در غذا نمك كم خورند

معجون كه در جذام و امراض سوداوى بهتر از معجون نجاح‌ست مخترع سيد احمد

صفت آن

بنفشه پنج درم قرنفل هفت درم باديان انيسون گاو زبان هليلهء سياه هليلهء كابلى بليلهء زرد قاقله هيل مشكطرامشيع هر يك نه درم بسفايج سناى مكى هر يك دوازده درم تربد مجوف خراشيده سيزده درم گل سرخ فودنج هر يك پانزده درم آب آمله تازه چهار آثار عالمگيرى همه را كوفته بيخته به آب آمله به غير شيرينى معجون سازند قدر خوراك هفت ماشه تا يك توله

معجون از مخترعات حكيم كلو صاحب براى جذام مجرب و معمول

صفت آن

پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه آمله منقى شيطرج هر يك سه توله دارفلفل خردل بنارسى هر يك يك نيم توله اسقيل مشوى هفت و نيم توله زعفران اذراقى هر يك پاؤ كم چهار توله برادهء دندان فيل بست و سه ماشه شهد صاف خام سى توله و اگر يك نيم توله شير ( بز ) ميش پخته اضافه نمايند اوليست معجون ساخته از هفت ماشه شروع نموده بتدريج بيفزايند و تا به يك توله رسانند و دو هفته بخورند و قدرت رب شافى مشاهده كنند و اگر از كاسنى و مكوه و برگ حنا و شاهتره هر يك نيم آثار پوست بيخ كاسنى برگ و شكوفهء كاسنى هر يك پاؤ آثار گاو زبان نيم پاؤ عرق كشيده به قدر نيم پاؤ همراه معجون استعمال كنند در يك هفته صحت حاصل شود

معجون اطريلال نافع از براى برص و مفيد

صفت آن

اطريلال يك درم عاقرقرحا تربد سفيد زنجبيل از هر يك دانگى با سه وزن ادويه عسل مصفى بسرشند و بعد از تنقيهء بمسهلات بياشامند و در آفتاب نشينند و موضع برص را مكشوف دارند تا آفتاب بر آن افتد و عرق كند در روز اول نهايت تا روز سوم موضع برص آبله گردد بعد از رفع زرداب بالكليه بر طرف مىشود

معجون هليله براى آنكه پيرى بجلدى آمده باشد مفيد

صفت آن

هليلهء سياه ده درم هليله پنج درم فلفل دو درم و نصف زنجبيل گل سرخ وج از هر يك يك درم و نصف كندر ذكر طباشير سفيد از هر يك پنج درم صندل سفيد تخم كاسنى از هر يك سه درم كوفته بيخته بعسل مرباى هليله سرشته طيار سازند شربت سه درم سفيدى مو را كه بيوقت شده باشد