تپ بلغمى و ادامت آن بطفل شيرخواره موجب فربهى و توانائى آن
صفت آن
كاكره سنگى سرخ رنگ يك توله اصل السوس سه ماشه مويز منقى يازده دانه صلايه نموده بشهد آميخته نگهدارند و بطفل شيرخواره و بمادرش خورانند
ايضا نافع خرخرهء سينهء اطفال و سرفه
صفت آن
مويز منقى سه توله مغز چلغوزه دو توله انجير سه عدد بزر كتان اصل السوس مقشر هريك دو درم سعد دارفلفل خولنجان هر يك يك درم مشك يك ماشه سائيده با عسل مساوى بسرشند
لعوق ديگر نافع سرفهء اطفال و مكرر به عمل آمده
صفت آن
بهدانه صمغ عربى كتيرا فلفل گرد سعد كوفى نشاسته زوفاى خشك خولنجان باديان دانهء هيل هر يك نيم درم اصل السوس مقشر يك درم انجير زرد دو عدد مويز منقى هفت ده دانه ادويه سائيده با برابر عسل آميزند و حسب سن و مزاج ليسانند
لعوق نفث الدم كه بجميع انواع نفث الدم نافع و مجربست
صفت آن
انجبار دم الاخوين كهربا بسد طراثيث كشنيز خشك از هر يك يك مثقال كتيرا نشاستهء بريان صمغ عربى برشته هر يك يك درم افيون خالص ربع درم همه را باريك سائيده بشربت انار انلسى بسرشند و به قدر يك مثقال لعق سازند و اگر همراه آب بارتنگ مروق بخورانند بسيار مفيد مىافتد و براى مسلولى كه ريم و خون همراه نفث مىانداخت با شير خر داده و غذاى مريض آش جو كرده نفع بين نموده
[ لعوق خشخاش ]
لعوق خشخاش حكيم ميرزا ابراهيم نوشته كه به اين نسخه مريضهاى كثير خلاصى يافته و كسانى كه ميل كرده بود امزجهء ايشان بمقدمات سل رسيده بود
صفت آن
ايرسا زعفران اسطوخودوس پرسياوشان هر يك پنج مثقال باديان غرى السمك اصل السوس گل خطمى هر يك سه مثقال گاو زبان هفت مثقال تخم خشخاش بست مثقال تخم اسفاناخ زوفاى خشك هريك ده مثقال پوست خشخاش پانزده مثقال مغز فندق مقشر عناب سپستان هر يك سى عدد كزنكبين سفيد پنج مثقال فانيذ صد مثقال نبات سفيد يك صد و پنجاه مثقال بدستور مقرر لعوق سازند و دو مثقال به آب گرم دهند
لعوق كه در سرفهء نزلى و سلّى معمولست
صفت آن
عناب ولايتى بست دانه مويز منقى چهل دانه انجير زرد پنج دانه اصل السوس مقشر گل سرخ گلقند شكر تيغال رب السوس هر يك چهار توله گل بنفشه پرسياوشان كوكنار هر يك دو توله گل زوفا يك توله صمغ عربى كتيرا تخم خشخاش هريك پنج توله تخم خطمى دو ماشه خبازى دو نيم ماشه بهدانه يك دام شهد خالص نيم سير نبات سفيد يك نيم سير ترنجبين پنج توله اول از چار توله اسپغول لعاب برآورده در آن جميع اجزا جوش داده وقتىكه از دو سير آب نصف بماند ترنجبين و نبات و شهد داخل ساخته بقوام آرند
لعوق خيارشنبر براى ذات الجنب از مجرباتست
صفت آن
عناب سپستان هر يك پانزده عدد بنفشه دو مثقال خطمى يك مثقال سناى مكى شيرخشت هر يك پنج درم فلوس خيارشنبر دوازده مثقال خميرهء بنفشه ده درم ترنجبين بست درم روغن بادام شيرين يك مثقال نبات پنج درم جوش داده صاف كرده مغز خيارشنبر و شيرخشت و خميرهء بنفشه و ترنجبين بدست ماليده بار ديگر صاف كرده نبات آميخته بنهند در آفتاب تا غليظ شود قوام آن بعده روغن بادام آميزند
لعوق براى تقويت قلب و بدن بعد رفع تپ كه گرمى باقى باشد مىخورانند
صفت آن
زيرهء گلاب شش سرخ دانهء هيل مثله گاو زبان درونج طباشير تودرى سرخست گلو فادزهر معدنى ورق طلا ورق نقره عطر صندل هر يك يك ماشه شربت انار شيرين ولايتى