تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
مندى به گل و برگ و شاخ و بيخ پنج آثار باديان يك آثار بهنگره به گل و برگ و شاخ و بيخ يك آثار دارچينى هيل جوزبوا زنجبيل اجواين قرنفل هر يك يك دام على الرسم عرق بكشند يعنى در آب پانزده آثار شب تر كرده صبح عرق پنج آثار يا هفت آثار بكشند و چهار توله از آن خورده باشند

عرق انبه براى ربو معمول حكيم منصور على

صفت آن

شيرهء انبهء شيرين متوسط دو صد عدد پرسياوشان اصل السوس هر يك نيم پاؤ در آن انداخته عرق كشند و صبح و شام يك يك چهانك بنوشند

عرق دافع نزلهء حار مجرب

صفت آن

كوكنار اصل السوس مقشر تخم خيارين مغز تخم كدوى شيرين مغز بادام اسپغول گاو زبان خارخسك تخم خرپزه پرسياوشان كشنيز هر يك پانزده ماشه بنفشه نيلوفر هر يك سى ماشه تخم خطمى خبازى بهدانه هر يك ده ماشه عناب گل سرخ مويز منقى هر يك بست ماشه عرق كيوره عرق گل مندى اگر ميسر آيد هر يك يك نيم آثار در آب گرم سه آثار شب خيسانيده صبح سه آثار عرق بكشند و از يك چهانك تا نيم پاؤ به نبات شيرين كرده بنوشند

ايضا جهت ذات الصدر و تنقيهء فضول سينه و منع نزول جانب صدر مجرب

صفت آن

باديان پرسياوشان نيلوفر گل بانسه كوكنار هر يك پاؤ سير پوست بيخ بانسه برگ زرد بانسه تخم خرپزه خاكشى برگ خرفه باركائى پوست بيخ كائى مرچياگند چرايته ناگر موتهه تخم خشخاش گندم جو نخود گوند به بول هر يك نيم پاؤ اصل السوس مقشر گاو زبان تخم خرفه بالچهر از چوب اندرونى پاك كرده بيخ خطمى اجواين تخم كاهوى مقشر اجواين خراسانى گلنار ناسپال كتيرا هر يك چهانك سپستان شصت عدد همه را جوكوب ساخته در ظرف گلى مستعمل اندازند و بالايش آب گرم يك نيم من ريزند يك هفته در سرگين اسپ دفن كرده پس برآورده پنجاه آثار عرق كشند و از هفت توله شروع كرده بتدريج تا نيم پاؤ رسانند و بر آن ادامت نمايند از مجربات حكيم كلو صاحب

عرق پرسياوشان نافع آلات تنفس و صدر و مفيد ضيق و سرفهء كهنه

صفت آن

پرسياوشان نيم رطل اصل السوس سپستان مويز منقى زوفاى خشك باديان تخم خطمى خبازى بيخ سوسن هر يك شش درم بدستور عرق كشند

عرق حشيشة السعال نافع سرفه و ربو و نفث الدم و معمول

صفت آن

برگ اروسه نيم آثار شب در آب تر كرده صبح بدستور به قدر دو آثار عرق كشند خوراك تا چهار توله

عرق شير كه جهت مسلول و مدقوق معمول‌ست

صفت آن

شير خر چهار آثار شير بز كه در آن مطبوخ باشد اكارع چهار آثار آب‌ليموى شيرين آب كسير و آب خرفه ماء القرع مشوى ماء الخيار مشوى هر يك سه آثار آب كاسنى مروق آب هندوانه آب پالك مروق هر يك دو آثار هيل‌بوا برادهء صندل گل نيلوفر هر واحد نيم پاؤ خاكشى پاؤ آثار صندل سرخ سه توله نبات دو آثار عرق كشند و در نيچه كافور قيصورى پنج ماشه بپارچه بسته آويزند

نوع ديگر تاليف حكيم كبير عليخان

صفت آن

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 272 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )