تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
سه آثار عرق بيدمشك نبات سفيد تخم كاسنى هر يك دو نيم آثار در ديك انداخته بدستور عرق كشند چهارده آثار و اگر مناسب دانند برادهء صندل پاؤ سير نيز داخل نمايند

نوع ديگر مقوى قلب دافع خفقان

صفت آن

كشنيز مقشر گاو زبان هر واحد ده توله گل نسرين الايچى خرد نيمكوفته گل سرخ برادهء صندل گل گاو زبان هر يك پنج توله ابريشم خام دو توله عود هندى توله مشك كه در پنجه بندند به قدر يك ماشه شير ماده گاو پنج آثار آب به قدر ضرورت بدستور عرق كشند

عرق تنبول مهدى كه در امراض باردهء قلب معمول‌ست

صفت آن

برگ تنبول پخته يك صد عدد گل سرخ قرنفل گاو زبان هر يك پاؤ آثار گل گاو زبان ابريشم خام هر يك دو نيم دام صندل سفيد چهار توله مشك دو ماشه گلاب يك شيشه آب به قدر حاجت بدستور عرق كشند شربتى نه توله

عرق صندل مركب حكيم علوى خان براى امراض بارد و رطب قلب معمول

صفت آن

صندل سفيد چهار توله ابريشم خام دو توله گل گاو زبان هفت توله قرفه بادرنجبويه فرنجمشك پوست ترنج بهمن سفيد هريك سه توله گلاب چهار شيشه عرق بيدمشك يك شيشه عرق بادرنجبويه عرق گاو زبان هر يك دو شيشه يك شبانه‌روز خيسانيده مشك سه ماشه عنبر شش ماشه در نيچه بسته عرق كشند شربتى از يك فنجان تا دو فنجان با دواء المسك حار و غيره

عرق دارچينى مركب از حكيم ممدوح بمنافع مذكور

صفت آن

دارچينى هفت توله بهمنين تودريين زرنب زرنباد اندر جو شيرين خولنجان برگ فرنجمشك هر يك سه توله گل گاو زبان ساذج هندى اشنه قاقلين قرفه جوزبوا بسباسه سنبل الطيب هر يك دو توله گاو زبان بادروج قرنفل عود هندى پوست ترنج نانخواه بوزيدان هر يك يك توله در عرق صندل ساده و عنب الثعلب و بادرنجبويه و گلاب هريك دو آثار عرق كشند شربتى يك فنجان

عرق گاو زبان عنبرى نافع خفقان بارد و مقوى قلب

صفت آن

گل گاو زبان نيم رطل گل سرخ بسفايج اسطوخودوس هر يك ده درم صندل سفيد چهارم حصه گل گاو زبان گلاب بيدمشك هر يك يك رطل مشك عنبر هر يك نيم درم شربتى دوازده درم مجربست

عرق رنگتره مقوى و مفرح قلب و مقوى بدن

صفت آن

آب رنگتره آب زردك آب نيشكر كشمش سبز هر واحد ده آثار جوزبوا بسباسه هر يك چار توله قرنفل دارچينى گل گاو زبان هر يك پنج توله شكر طبرزد پانزده آثار عود غرقى دو توله عنبر اشهب چار ماشه مشك سه ماشه عرق كشند و اگر خواهند منشط نمايند پوست كنار صحرائى دو آثار همراه آبها و كشمش و شكر طبرزد در خم اندازند هرگاه جوش خورد ادويه نيمكوفته اندازند وقتىكه از جوش نشيند عرق ملايم كشند و زعفران و مشك و عنبر در صره بسته در بهپكه اندازند و به قدر برداشت بنوشند

عرق بهار دافع خفقان و غشى و ضعف و نزله

صفت آن

گل ترشاوه پنج آثار گلاب يك آثار باديان مويز منقى كشمش هر يك پون پاؤ عود زرنب بهمنين شقاقل هر يك توله عنبر اشهب نيم درم در
قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 274 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )