تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
توله

عرق تنبول ذكاء الله خان دافع ضعف دماغ

صفت آن

گل سيوتى گل چنبيلى هر يك چهار اوقيه جوزبوا بسباسه عود هندى قرنفل گل سرخ هر يك دو اوقيه برگ تنبول پخته سه پاؤ نبات سه آثار شربتى از هفت توله تا نه توله با شربت تنبول چهار توله و تخم شربتى هفت ماشه

عرق كيتلى مقوى دماغ و دل

صفت آن

گل كيتكى يك عدد گل سيوتى گل گاو زبان هر يك چهار توله گل نيلوفر كشنيز خشك هر يك نيم پاؤ و گاهى گل سرخ براده صندل هر يك چهار توله نيز افزوده مىشود همه را شب در آب تر كنند و دو آثار عرق كشند و در صورت غلبهء حرارت مزاج كافور قيصورى و طباشير به قدر مناسب بيفزايند يا اين عرق را همراه قرص كافور يا طباشير استعمال كنند

عرق هليله دافع سودا و مقوى دماغ و حواس

صفت آن

پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى كشنيز هر يك نيم آثار پوست بليله آمله و هليلهء سياه گل سرخ مويز منقى هر يك پاؤ آثار اسطوخودوس ساذج هندى گل نسرين گاو زبان هر واحد ربع رطل عود غرقى گل گاو زبان ابريشم مقرض برادهء صندل هر واحد پنج توله بسفايج نيمكوفته شش توله سنبل الطيب دو توله شب در آب خيسانند و صبح بدستور به قدر ده دوازده سير عرق كشند

نوع ديگر كه نافع صداع و كابوس و امراض سوداوى دماغىست و مقوى دماغ و معده و قلب و مانع صعود ابخره

صفت آن

اسطوخودوس دوازده توله كشنيز خشك سه پاؤ پوست هليلهء زرد يك آثار گل سرخ گاو زبان هر يك نيم پاؤ مويز منقى يك نيم پاؤ هليلهء سياه پوست بليله آمله هر يك پاؤ آثار عود غرقى چهار توله تا چهار شبانروز خيسانيده هفت آثار عرق كشند

[ عرق اسطوخودوس ]

عرق اسطوخودوس كه در كابوس بعد تنقيه جهت تعديل و تقويت و منع بخارات همراه اطريفل شاهتره و اطريفل افتيمون علوى خان به عمل مىآيد

صفت آن

اسطوخودوس دوازده توله كشنيز خشك سيزده توله پوست هليلهء زرد و كابلى و بليله و آمله و هليلهء سياه هر يك نه توله گل سرخ پنج توله يك شبانه‌روز خيسانيده عرق كشند شربتى از پنج توله تا نه توله

عرق شير مرطب بدن و نافع ماليخوليا و خفقان و با خاكشى مدبر رافع حمى دق و معمول‌ست

صفت آن

شير بز آب گذر آب نيشكر هر يك پنج آثار گرفته عرق كشند و گاهى شير گاو بدل شير بز كرده مىشود و آب به شيرين آب ناشپاتى آب سيب عرق گاو زبان عرق نيلوفر عرق بيدمشك گلاب هر واحد يك آثار عنبر اشهب سه ماشه براى تقويت دل و معده مىافزايند

عرق گاو زبان عنبرى اصحاب ماليخوليا و توحش و خفقان و ضعف دل و جميع امراض سوداوى را نافع‌ست

صفت آن

گاو زبان گل گاو زبان هر يك نيم پاؤ صندل سفيد اسطوخودوس بادرنجبويه بسفايج فستقى هر يك ده درم گلاب و بيدمشك هر يك دو رطل عنبر نيم درم بدهن ينجه آويزند و بدستور عرق كشند شربتى دوازده درم و صاحب معمولى درين عرق بجاى گلاب عرق كيوره نوشته و گل سرخ و گل نسرين هر يك ده درم مشك نيم درم افزوده