ابيض و احمر فلفل زراوند طويل نحاس محرق توبال نحاس خربق سياه نمك اندرانى كوفته بيخته بخل خمر آميخته بمالند و مكرر به عمل آرند كه بسيار نافعست
نوع ديگر
[ صفت آن ]
چيتانيل برى پهتكرى مجيتهه گيرو مساوى در سركه و آب طبيخ مجيتهه سائيده طلا سازند
ايضا
[ صفت آن ]
مازو سوخته سهاگهء خام خربق سياه در سركه سائيده طلا سازند
ايضا
[ صفت آن ]
پلاس پاپره سه دام خام نيله تهوتهه سه ماشه كات سفيد توله كوفته بيخته در آبليمون كهرل كرده حب بندند و طلا مىكرده باشند و اين حب براى قوبا نيز فائده دارد
طلا معمول براى بهق ابيض
صفت آن
گلنار بابچى مساوى كوفته بيخته قدرى به آب آميخته بمالند
طلا براى چهيپ
صفت آن
تخم پنوار نيم پاؤ سرشف زرد تخم ترب اجواين باى برنگ نمك سانبهر زردچوب صبر سقوطرى دارهلد قسط تلخ گوگرد سهاگهء بريان هر يك هفت ماشه توتياى سبز بريان دو ماشه سائيده بدوغ آميخته طلا سازند و در آفتاب نشينند و بعد يك گهرى به آب نيمگرم غسل كنند
طلا براى بهق اسود و كلف مجرب
صفت آن
خربق سياه با سركه سوده و يا زرنيخ زاج كبريت سائيده به آب ترب آميخته طلا كنند
ايضا كه براى كلف معمولست
صفت آن
هرتال شورهء قلمى هر واحد يك درم سه حصه كنند و يك حصه به آب سرد سائيده بمالند و يك گهرى در آفتاب نشينند پس به آب گرم بشويند در سه روز دفع مىشود
طلا معمول براى كلف
صفت آن
گل سرخ توله سم الفار دو سرخ سائيده حبها سازند وقت حاجت به آب سوده طلا نمايند
ايضا مجرب
صفت آن
سر ليمون كاغذى بكارد بريده زردچوب را ريزهريزه كرده در آن ليمون پر كرده باز كلاه ليمون بر آن نهاده تا يك هفته در جاى محفوظ نگاهدارند پس از آن زردچوب برآورده يا بيخ نى كهنه سائيده شب طلا كنند و صبح به آب گرم بشويند
طلا براى عضوى كه از آب گرم بسوزد بسيار نافع
صفت آن
خاكستر مو بزردى تخم مرغ مخلوط نموده طلا كنند
طلا براى رفع اثرى كه بعد از قرحه و آبله بر بدن باقى ماند
صفت آن
مرداسنگ مغسول با روغن گل آميخته طلا كنند و يا مرداسنگ و سفيده با سركه و زهرهء گاو طلا كنند اگر اثر قرحه مانند دشيذ باقى ماند چربى بط بمرهم داخليون مفيد بود و طريق غسل مرداسنگ آنست كه مرداسنگ و نمك برابر گرفته و بالاى آن آب اندازند و در آفتاب نهند و چند بار آب تبديل كنند تا سفيد گردد
باب العين متضمن بر دو فصل
فصل اول در عصارهء آمله و عطوسات
عصارهء آمله از براى ضعف بصر و سوزش چشم و رفتن آب از چشم مجرب
صفت آن
آملهء تر را در هاون سنگى يا چوبى بكوبند و آب آن بيفشارند و به آتش ملايم بپزند و از دستهء نيب حركت دهند تا بقوام عسل غليظ آيد پس حبوب ساخته به آب سوده در چشم كشند