تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
گاو زبان عنب الثعلب هر يك دو درم اصل السوس مغز تخم خرپزه مغز تخم خيارين هر يك سه درم مويز منقى چهار درم انجير زرد هفت عدد قند يك رطل بدستور بسازند خوراك دو سه توله

شربت براى تپ كه با تهبج اطراف بود در اطفال و غيره مجرب‌ست

صفت آن

بيخ باديان بيخ كاسنى هر يك چهار درم مويز منقى دو توله باديان تخم خيارين تخم خرپزه بنفشه شاهتره اصل السوس نيلوفر تخم كشوث برادهء صندل گل سرخ عنب الثعلب گاو زبان ريوند خطائى لك مغسول هريك دو درم قند يك نيم رطل

شربت مسهل كه اسهال برفق كند و نافع تپ غشى و تپ مركب‌ست

صفت آن

آلوبخارا پانزده عدد سناى مكى شاهتره گل سرخ مويز منقى بيخ باديان بيخ كاسنى تربد موصوف هر يك يك توله گاو زبان بسفايج بنفشه گل غافث هر يك دو درم تخم كشوث يك درم قند يك نيم پاؤ و اگر آلو بهم نرسد عوض آن دو توله تمر هندى نقوع كرده آب آن اندازند خوراك تا سه توله

[ شربت شقايق براى حميات وبائى ]

شربت شقايق براى حميات وبائى و جدرى حصبه نافع و در اوايل جدرى جهت تلطيف و تصفيهء ماده و تفتيح مسام و بروز آبله به ظاهر جلد نافع‌ست

صفت آن

بگيرند گل شقايق كه لالهء هزاره باشد بست مثقال و در نيم سير آب بجوشانند چون به نصف رسد ماليده صاف نموده با چهل مثقال قند سفيد بقوام آرند و بطفل نيم مثقال و بمرضعه دو مثقال دهند

شربت خشخاش كه در ؟ ؟ ؟ دق معمول حكيم منصور على مرحوم‌ست

صفت آن

پوست خشخاش پنج توله در سه پاؤ آب بجوشانند چون بثلث رسد صاف نموده با نبات يك پاؤ بقوام آرند و قدرى قدرى بليسند و شير گوسفند يا بز آهن‌تاب كرده يك توله . . . . آميخته بنوشند و لعوق تخم پيه نيز بخورند و مائين پنج ماشه اصل السوس مقشر پوست خشخاش هر يك چار ماشه در يك سير آب جوشانيده صاف نموده بروز و شب چند بار غرغره كرده باشند و حب شير خر نيز مجربست

شربت عناب مركب مجرب حكيم خير الله جهت امراض سوداوى و خارش و بثور بدن و ابتداى جذام

صفت آن

عناب پنجاه دانه صندل سرخ صندل سفيد خارشتر برادهء چوب آبنوس سر پهوكا برگ شاهتره هر يك يك توله همه را شب در آب تر داشته صباح جوش داده صاف نموده نبات سفيد نيم آثار داخل كرده بقوام شربت آرند و در نسخهء ديگر كه براى دفع مواد سوداوى سودمندست وزن عناب بست و پنج دانه و برادهء چوب آبنوس و برادهء صندل سرخ هر يك دو توله و باقى بدستورست و برادهء چوب شيشم پنج توله برادهء چوب بيجاسار دو توله افتيمون در پارچه بسته يك نيم توله مندى چرايته بكن تخم كاسنى برگ گاو زبان هر يك يك توله عوض صندل سفيد و سر پهوكه داخل‌ست و شهد خالص يك رطل اضافه كرده

شربت چوب چينى مفيد بامراض مسطوره

صفت آن

چوب چينى پنجاه مثقال برادهء چوب شيشم نگند بابرى مندى هر يك بست مثقال برگ شاهتره دهماها چرايته برادهء صندل سرخ هر يك پنج مثقال شب در آب خيسانيده صبح بجوشانند و صاف نموده نبات سفيد دو رطل انداخته بقوام شربت آرند شربت سه توله

نوع ديگر مسهل مواد آتشك

صفت آن

چوب چينى گل سرخ